ای که از کودکی ام پای غمت پیر شدم
ای که از کودکی ام پای غمت پیر شدم
بر در خانه ی تو بسته به زنجیر شدم
من که با چای او یک عمر نمک گیر شدم
جز او از عالم و آدم به خدا سیر شدم
به امیدی که جوابم بدهی آمده ام
جرعه ای از می نابم بدهی آمده ام
من غلام توأم، اربابی و آقایی کن
مرده ام، با نفست کار مسیحایی کن
دیده ام را زغمت دیده ...
بر در خانه ی تو بسته به زنجیر شدم
من که با چای او یک عمر نمک گیر شدم
جز او از عالم و آدم به خدا سیر شدم
به امیدی که جوابم بدهی آمده ام
جرعه ای از می نابم بدهی آمده ام
من غلام توأم، اربابی و آقایی کن
مرده ام، با نفست کار مسیحایی کن
دیده ام را زغمت دیده ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
دل اگر قابلتان نیست سر آماده کنم
شعر بعدی
نام او را بر زبان آور حلاوت را ببین
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان