دانلود برنامه بحارالاشعار

ای مردم شامی میگم با دیده‌ گریان

شعر مداحی زمزمه حضرت رقیه (س) - ای مردم شامی میگم با دیده‌ گریان

به سبک
(هیچکس نمیدونه چقدر سوخته پرو بالم)


ای مردم شامی میگم با دیده‌ی گریان
من رو نمیشناسین اَنَابنُ سیدالعطشان
ای مردم شامی بابامو تشنه کشتندو...
با سمّ مرکب ها روی جسمش دویدندو...

پیراهن کهنه رو از،تنش کشیدن
وای از غریبی
سر بابای منو از،قفا بریدن
وای از غریبی


تو خیمه بودم واز سوزتب خاکسترم میسوخت
حرم آتش گرفت و بین شعله ها سرم میسوخت
حسین جانم.....

---
ای مردم شامی به بابایم جسارت شد
انگشت و انگشتر چه بی رحمانه غارت شد
دیدن که بابام رفته از حال حمله می کردن
با تیغ و نیزه سمت گودال حمله می کردن


اَنَا بنُ المَقتولِ صَبراٰ،میان گودال
وای از غریبی
وَبنُ مَنحورِ فِی الوَریٰ ، پریشان احوال
وای از غریبی

بمیرم عمه جانم ناله‌ی واغُربتا میزد
بابام در بین مقتل زیر خنجر دست و پا میزد
حسین جانم....


محمدعلی قاسمی خادم


521
شعر بعدی