ای عزیز مجتبی عمه تنت را دیده است
ای عزیز مجتبی عمه تنت را دیده است
علت این پایکوبی را ز من پرسیده است
بر سر داماد گل ریزند اما قاسمم
سنگ کین از هر طرف روی تو را بوسیده است
من خمیده گشتم و تو هم قد سقا شدی
بر تماشای من و تو دشمنت خندیده است
وای بر من جسم تو چون خاک صحرا نرم شد
استخوان های تنت از نعل ها کوبیده است
بس ...
علت این پایکوبی را ز من پرسیده است
بر سر داماد گل ریزند اما قاسمم
سنگ کین از هر طرف روی تو را بوسیده است
من خمیده گشتم و تو هم قد سقا شدی
بر تماشای من و تو دشمنت خندیده است
وای بر من جسم تو چون خاک صحرا نرم شد
استخوان های تنت از نعل ها کوبیده است
بس ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
با غنچه های دشت و دمن مو نمی زند
شعر بعدی
چشمم از داغ تو ای لالهی من دریا شد
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان