ای زینبم نمانده رمق در تنم ولی
زبان حال امیرالمومنین با حضرت زینب
شب 21 رمضان
------------
ای زینبم نمانده رمق در تنم ولی
در کربلا کنار تن او چه می کنی
یک زخم را تحمل دیدن نداشتی
بینی به قتلگه بدن او چه می کنی
عمامه ام نشسته به خون،میروی ز حال
بینی اگر تو پیرهن او چه می کنی
لرزید دست و پای من از ضعف دخترم
در وقت دست و پا زدن...
شب 21 رمضان
------------
ای زینبم نمانده رمق در تنم ولی
در کربلا کنار تن او چه می کنی
یک زخم را تحمل دیدن نداشتی
بینی به قتلگه بدن او چه می کنی
عمامه ام نشسته به خون،میروی ز حال
بینی اگر تو پیرهن او چه می کنی
لرزید دست و پای من از ضعف دخترم
در وقت دست و پا زدن...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
تیغ اشقي الاشقیا آمد سرش مجروح شد
شعر بعدی
کوفیان طعنه به زخم جگر من نزنید
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان