ای خوش آنروز که بر دیده دری باز شود
ای خوش آنروز که بر دیده دری باز شود
دارم امید دری از سحری باز شود
مگر از خدمت صاحب نفسان فیض رسد
ورنه از غیر،بعید است دری باز شود
جز غم و غصة تو،غصه و غم نیست مرا
سفرة دل نَه به هر خیره سری باز شود
مرغ بی بال و پرم گوشة زندانِ فراق
باید از کنج قفس بال و پری باز شود
وعده های دلِ بشکسته به جایی ن...
دارم امید دری از سحری باز شود
مگر از خدمت صاحب نفسان فیض رسد
ورنه از غیر،بعید است دری باز شود
جز غم و غصة تو،غصه و غم نیست مرا
سفرة دل نَه به هر خیره سری باز شود
مرغ بی بال و پرم گوشة زندانِ فراق
باید از کنج قفس بال و پری باز شود
وعده های دلِ بشکسته به جایی ن...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
چشم نیاز دوختم به راه صاحب الزمان
شعر بعدی
دلِ شکسته ی ما را به مَرحمی دریاب
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان