ایستادم به بلندی بدنم لرزان شد
ایستادم به بلندی بدنم لرزان شد
زیر ِخروار ِنی و سنگ تنت پنهان شد
بسکه مبهوتِ جمال اَحَدیّت بودی
که در آوردنِ پیراهن تو آسان شد
چقَدَر نیزه فرو رفته به جسمت ، گوئی
گودی قتلگهت تنگ تر از زندان شد
نعل تازه به سُم ِ اسب زدن فکر که بود؟
که سراپای تو با سطح زمین یکسان شد
آنقَدَر زیور و خلخال ربودند ز ...
زیر ِخروار ِنی و سنگ تنت پنهان شد
بسکه مبهوتِ جمال اَحَدیّت بودی
که در آوردنِ پیراهن تو آسان شد
چقَدَر نیزه فرو رفته به جسمت ، گوئی
گودی قتلگهت تنگ تر از زندان شد
نعل تازه به سُم ِ اسب زدن فکر که بود؟
که سراپای تو با سطح زمین یکسان شد
آنقَدَر زیور و خلخال ربودند ز ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
ما را پناه نیست به جز کشتی نجات
شعر بعدی
هر طپش میل تشنگی دارد
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان