امشب كه پا گشا شده ای در كنشت من
دیر راهب
امشب كه پا گُشا شدهای در كُنِشْت (۱) من
انگار اُلفتی است تو را با سرشتِ من
آورده قابِ چَشمِ تو عكسِ بهشتِ من
تغییر میدهی همهی سرنوشتِ من
از رویِ نیزه سر زده مهمانِ من شدی
تو كیستی؟ كه ماه به ایوانِ من شدی
تو كیستی؟ كه یوسفِ بازارِ من شدی
من نه، تو آمدی و خریدارِ من شدی
عیسی...
امشب كه پا گُشا شدهای در كُنِشْت (۱) من
انگار اُلفتی است تو را با سرشتِ من
آورده قابِ چَشمِ تو عكسِ بهشتِ من
تغییر میدهی همهی سرنوشتِ من
از رویِ نیزه سر زده مهمانِ من شدی
تو كیستی؟ كه ماه به ایوانِ من شدی
تو كیستی؟ كه یوسفِ بازارِ من شدی
من نه، تو آمدی و خریدارِ من شدی
عیسی...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
دید از دور مسیحا نفسی می آید
شعر بعدی
گمشده داشت و از دیر تماشایش کرد
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان