اشعار نوحه ده شب محرم سروده (محمد حسین رحیمیان) بازم بی قراری
فهرست اشعار با موضوع اشعار نوحه ده شب محرم سروده (محمد حسین رحیمیان) بازم بی قراری در این مطلب
نوحه شب اول محرم
بازم بی قراری بازم گریه زاری
تو سنگ تموم باز
برامون میزاری
من و دعوت کردی تو سر سفره ات
گذاشتی باز امسالم سرم منت
توو این روزا که دنیا پر از درده
چه جایی هست بهتر از شفاخونه ات
هوامو داره این شبا
دعای خیر فاطمه
کی میگه دستم خالیه
پیرن مشکیم سرمایمه
حسین جان
.......
من و اه حسرت
من و بغض و غربت
به جون عزیزت
دلم تنگه واست
گرفتارم ، حالم رو ببین آقا
بزار منت بازم ، نازنین آقا
دارم از دست می رم من یه کاری کن
پیشت باشم امسال اربعین آقا
دارن بدجوری عاشقا
ازین رسم دنیا گله
ایشالله امسال هیچ کسی
نمونه جا از قافله
محمد حسین رحیمیان
سبک شعر
نوحه ورود کاروان امام حسین به کربلا
به سبک (بازم بی قراری)دلا شد هوایی
امون از جدایی
عزیزای زهرا
شدن کربلایی
گرفت از این مهمونی دل دنیا
اعوذباللهه رو لب آقا
میباره خون چشم آسمونی ها
پریشون شده ، قلب زینب کبری
شده غوغا عرش خدا
پریشونه روح الامین
عزیزای زهرا چرا
باید باشن صحرا نشین
حسین جان .....
......
امون از زمونه
دلا غرق خونه
رباب به چه حالی
لالایی می خونه
چی کار داره اینجا حرمله ای وای
چی میشه سهم این ، قافله ای وای
ندیده بودن این بچه ها جایی
سنان و شمشیر و سلسله ای وای
چرا تا اومد بوی سیب
سکینه از دل آه کشید
رقیه رو دوش عمو
تنش لرزید تا زجر و دید
حسین جان ....
محمد حسین رحیمیان
سبک شعر
نوحه حضرت رقیه
به سبک (بازم بی قراری)ببین حال زارم
ببین بی قرارم
بریم از خرابه
که طاقت ندارم
صفا آوردی بابا توو ویرونه
خرابه امشب با تو چراغونه
بگو اول این چند وقت کجا بودی
چرا موهات مثل من پریشونه
چه کرده سنگ شامیا
با این روی زیبای تو
داره می گیره جونمو
کبودی لبهای تو
رقیه .....
.................
ببین قد کمونم
ببین نصفه جونم
نگو که برا چی
می گیره زبونم
نپرس از کی سیلی ، بی هوا خوردم
شب و روز بین این ، شامیا مُردم
به من خندیدن این ، بی حیا مردم
همین که با لکنت اسم تو بردم
نیار جون ِ عمه به روم
لباس پاره پارمو
نمی گم عمامه ات کجاست
نزن حرف از گوشوارم و
محمد حسین رحیمیان
سبک شعر
نوحه فرزندان حضرت زینب
به سبک (بازم بی قراری)برادر برادر
تو رو جان مادر
بزار تا پسرهام
بشن مثل اکبر
تو تنهایی و من ، کوهی از دردم
برا امروز اینها رو بزرگ کردم
نزن روی زینب رو زمین امروز
یه عمره دارم دور تو می گردم
تویی توو این دنیا حسین
امیده هرچی نا امید
بده رخصت زینب بشه
به عشق تو مادر ، شهید
حسین جان .....
دوتا شیر حیدر
دو تا شیر جعفر
دوتا مرد میدون
دو عاشق دو دلبر
تماشا کن حال زار این هارو
نمیخوان بی تو ، واللهه دنیارو
سر زینب تا نیست چادر خاکی
خودت راهی کن این مادری هارو
نمیخوام باشن وقتی که
میون آتیشه حرم
به جای تو دق می کنن
ببینن من بی معجرم
محمد حسین رحیمیان
سبک شعر
نوحه حضرت عبدالله ابن الحسن
به سبک (بازم بی قراری)منم لشکر تو
یل آخر تو
سر و جون و دستم
فدای سر تو
تا کِی اشک و آه و ناله و حسرت
نزاش تنهایی ِ تو برام طاقت
چرا با قصد قربت زدن سنگت
چرا غرق ِ خونی قبله ی امت
شده گم توو این هلهله
دیگه آه لبهای تو
مگه خنده داره عمو
تَرَک های لبهای تو
عموجان ....
...............
من و شور و غوغا
میاد بوی بابا
با دست بریده
میرم پیش زهرا
داره عبدالله حاجت روا میشه
توو آغوشت درد ِمن دوا میشه
خدا رو شکر من میرم نمی بینم
که امشب عمه زینب توو آتیشه
میرم تا که یک اربعین
نشه قلبم از غصه خون
نمیشه پیر مثل بابام
من از شرم ناموسمون
محمد حسین رحیمیان
سبک شعر
نوحه حضرت قاسم ابن الحسن
به سبک (بازم بی قراری)من و چشمای تر
کجایی برادر
شده قاسم تو
گل یاس پرپر
حسن جان من قلبم پریشونه
یه چشم هس اشک و یکی خونه
بیا حال قاسم شد تماشایی
داره میره مثل تو غریبونه
جلوی چشمای ترم
روی خاکا پا می کشه
من و جای این کوفیا
خجالت داره می کُشه
حسن جان .....
من و کوه غم ها
من افتادم از پا
تن قاسمت گم
شده زیر پاها
برادر باز دردامو مداوا کن
حسن جانم از کارم گره وا کن
من و آتیش زد نعلای اسبا آه
بیا قدّ قاسم رو تماشا کن
تموم این پیکر شده
دیگه مثل موم عسل
دارن این نامردا میگن
تلافی شد جنگ جمل
محمد حسین رحیمیان
سبک شعر
نوحه حضرت علی اصغر
به سبک (بازم بی قراری)من و کوه غربت
من و آه حسرت
تو خوردی سه شعبه
من و کشت خجالت
چی آوردن نامردا سرت بابا
به قربون خون حنجرت بابا
کسی اینجا قَدرت و نمی دونه
برو پیش زهرا مادرت بابا
علی جان توو هفت آسمون
شده از داغت محشری
گناهت چی بود غیر این
که هم نامه با حیدری
لالایی ....
.........
من و اضطراب و
دو چشم پر آب و
خدایا بدم چی
جواب رباب و
لالا لا لا ، لا لا درد و درمونم
لالا لا لا ، لا لا طفل بی جونم
مثه محسن دفنت هست غریبونه
کنار قبرت من ابر بارونم
یه کم توو قبر طاقت بیار
تو ای زینت دوش من
سه روز دیگه هستی علی
دیگه توی آغوش من
محمد حسین رحیمیان
سبک شعر
نوحه حضرت علی اکبر
به سبک (بازم بی قراری)جلو چشم بابا
شدی اربا اربا
نگا کن عزیزم
من افتادم از پا
تماشایی شد اشکای بابا آه
عصای پیریم شد اربا اربا آه
نزاشتن چیزی از خوش قد و بالام
هلالی شدم قدم مثل زهرا آه
نمونده سویی از غمت
توو چشمای گریون من
دارم می میرم از غمت
پاشو آروم جون من
علی جان .....
پاشو اکبر من
گل پرپر من
داره شمر می خنده
به چشم تر من
می باره خون از چشم ترم بی تو
چه تاریکه دنیا ، اکبرم بی تو
زمین گیرم پای ِ جسم پاشیده ات
چه جوری برگردم من حرم بی تو
پاشو عمه داره میاد
نگا کن حال زارش و
یه عمره که همسایه هم
ندیده حتی سایه شو
محمد حسین رحیمیان
سبک شعر
نوحه حضرت عباس
به سبک (بازم بی قراری)ابالفضل پناهم
ستون سپاهم
نزن حرف رفتن
که بی تکیه گاهم
من و اشک و آه و ناله و حسرت
تو غرق زخم و خونی و بی طاقت
زمین خوردی بی دست ، چی سرت اومد
گرفته جونم رو ، فرق پاشیده ات
می دونی خوب من بعد تو
نمی بینم آرامش و
ببین حالم رو با وفا
رفیق نیمه راه نشو
ابالفضل......
من افتادم از پا
کنار تو سقا
بگو چی کشیدی
از این چهار هزارتا
بمیرم من ای سرو بنی هاشم
حالا دیگه هستی ، هم قد قاسم
تو رفتی و دارن نقشه ها عباس
برای غارت این ، لشکر ظالم
تو رفتی کوفه شیر شده
می خندن شمر و حرمله
مدینه باز تکرار میشه
تمومه کار قافله
محمد حسین رحیمیان
سبک شعر
نوحه عاشورا
به سبک (بازم بی قراری)من و چشمای تر
من و قلب مضطر
شب آخره که
تویی پیش خواهر
چشام ابر بارونه ، دلم محشر
روزای خوب زینب دیگه شد سر
چه جوری فردا باید ببینم که
حسین جانم هس روو حنجرت خنجر
بمیرم کاش فردا تو رو
نبینم زیر پا حسین
چه جوری باید بعد تو
بمونم توو دنیا حسین
حسین جان
......
من و آه حسرت
من و اشک غربت
میشه بی تو چل شب
نصیبم جسارت
مثه مادر خاکی ، معجرم میشه
پای آتیش وا توی حرم میشه
می لرزه قلب عرش خدا وقتی
پر از نامحرم دور و برم میشه
می باره فردا شب یه عرش
برای درد ما دو تا
منم بین آتیش و دود
تو زیر نعل مرکبا
محمد حسین رحیمیان
سبک شعر
نوحه شام غریبان
به سبک (بازم بی قراری)شب هتک حرمت
شب درد و غارت
کجایی ابالفضل
حرم شد قیامت
می باره خون چشم ِ عالم بالا
سر ِ غارت بین کوفیاست دعوا
توو عالم انگار شرم و حیا مرده
میون آتیشه زینب کبری
چه آتیشی کرده به پا
سقیفه توو کرببلا
به اولاد بدر الدجی
زدن کعب نی بی هوا
........
گرفت عالم و غم
شب درد و ماتم
توو گوداله عریان
تن ِ شاه عالم
بازم سهم زهراست ، خون دل خوردن
شده غارت حتی ،کهنه پیراهن
همه با دست پر، میرن از گودال
سر ِ سلطان ِ عالم چی آوردن
ندارن ترسی از خدا
نداره این لشکر یه مرد
الهی دست ساربان
قلم شه با آقا چه کرد
محمد حسین رحیمیان
سبک شعر
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان