از لبش خون گرم جاری بود
از لبش خون گرم جاری بود
حرمله گرم می گساری بود
گلویش تیر بی هوا خورده
گوش تا گوش طفل را برده
مانده یک قطره شیر در کامش
جای شیر است تیر در کامش
آتش افتاد روی قلب پدر
پیش چشمش چه کرده تیر سه پر
شیر خواره نماد غربت اوست
سند غربت شهادت اوست
میرود تا حرم ولی گریان
حجت الله حق شده حیران
بی نشان می سپاردش...
حرمله گرم می گساری بود
گلویش تیر بی هوا خورده
گوش تا گوش طفل را برده
مانده یک قطره شیر در کامش
جای شیر است تیر در کامش
آتش افتاد روی قلب پدر
پیش چشمش چه کرده تیر سه پر
شیر خواره نماد غربت اوست
سند غربت شهادت اوست
میرود تا حرم ولی گریان
حجت الله حق شده حیران
بی نشان می سپاردش...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
مادرت بدجوری پژمرده علی
شعر بعدی
تیری که بر گلوی علی جای آب شد
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان