آه ای جدّ مطهر بدنم می لرزید
آه ای جدّ مطهر، بدنم میلرزید
جزمنومادرمن هیچکسآنصحنهندید
بین گودال حسینِ تو روی خاک افتاد
شمر میدید غریبست، صدایش نشِنید
یوسفت روی زمین بود و همه خندیدند
سنگ آنجا به ادب صورت اورا بوسید
او نفس میزدو با هرنفسش درگودال
خونِ تازه زتمام بدنش می جوشید
نای برخواستن حتی ز روی خاک ند...
جزمنومادرمن هیچکسآنصحنهندید
بین گودال حسینِ تو روی خاک افتاد
شمر میدید غریبست، صدایش نشِنید
یوسفت روی زمین بود و همه خندیدند
سنگ آنجا به ادب صورت اورا بوسید
او نفس میزدو با هرنفسش درگودال
خونِ تازه زتمام بدنش می جوشید
نای برخواستن حتی ز روی خاک ند...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
ای سرافرازم خودم دیدم چه آمد بر سرت
شعر بعدی
او نفس میزد به هنگام غروب
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان