آن شد امروز كه ما را به تو كاری افتاد
آن شد امروز كه ما را به تو كاری افتاد
كار ما در گرو چشم نگاری افتاد
بی نیاز از همه و خلق گرفتار غمش
گر چه در خلق كسی نیست سزاوار غمش
لیك با من سر و سِرّ دگری داشت حسین
نیم قرن از من دل خون خبری داشت حسین
گردش چرخ ببین روی به دلبر زدهام
دست بر دامن عرفانی داور ز...
كار ما در گرو چشم نگاری افتاد
بی نیاز از همه و خلق گرفتار غمش
گر چه در خلق كسی نیست سزاوار غمش
لیك با من سر و سِرّ دگری داشت حسین
نیم قرن از من دل خون خبری داشت حسین
گردش چرخ ببین روی به دلبر زدهام
دست بر دامن عرفانی داور ز...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
آورده ام نذر علی اکبرش کنم
شعر بعدی
آن شبی که کاروان رفت از حرم
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان