آسمان بودی و آخر به زمین افتادی
آسمان بودی و آخر به زمین افتادی
به بر دیده ی دلبر به زمین افتادی
آن قدر خون ز تنت رفت ز تیر و نیزه
بی رمق گشتی و دیگر به زمین افتادی
هر چه خون بود ز جسم تو برون آمد و باز
بین خون ها چه شناور به زمین افتادی
تکیه بر نیزه ی خونین غریبی کردی
ایستادی ولی آخر به زمین افتادی
ایستادی که مگر خیمه...
به بر دیده ی دلبر به زمین افتادی
آن قدر خون ز تنت رفت ز تیر و نیزه
بی رمق گشتی و دیگر به زمین افتادی
هر چه خون بود ز جسم تو برون آمد و باز
بین خون ها چه شناور به زمین افتادی
تکیه بر نیزه ی خونین غریبی کردی
ایستادی ولی آخر به زمین افتادی
ایستادی که مگر خیمه...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
هرچه آمد سوی تو تیر از کمانها بیشتر
شعر بعدی
با منِ تشنه لب اِی مشک وفاداری کن
فهرست
اشعار
روضه حضرت عباس (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان