آتش کشید خصم چو بر آشیانه اش
آتش کشید خصم چو بر آشیانه اش
رفت از ثریٰ به اوج ثریا ، زبانه اش
ارکان روزگار، فرو ریخت بر زمین
چون دستِ کین گرفت به تیر نشانه اش
آن آشیانه ای که حریمش شکسته شد
جبریل، بوسه ها زده بر آستانه اش
آیا نکرد شرم ز رخسار فاطمه (س)
وقتی که زد ز کینه عدو تازیانه اش؟
درد و دریغ و آه، که از جور روزگار
دستِ ...
رفت از ثریٰ به اوج ثریا ، زبانه اش
ارکان روزگار، فرو ریخت بر زمین
چون دستِ کین گرفت به تیر نشانه اش
آن آشیانه ای که حریمش شکسته شد
جبریل، بوسه ها زده بر آستانه اش
آیا نکرد شرم ز رخسار فاطمه (س)
وقتی که زد ز کینه عدو تازیانه اش؟
درد و دریغ و آه، که از جور روزگار
دستِ ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
آوای خداست روضه مادر
شعر بعدی
که دیده سنگ به آیینه بی بهانه زدن
فهرست
اشعار
روضه حضرت زهرا (س)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان