واى از آن دل كه درى رو به خدا باز نكرد
واى ازآن دل كه درى رو به خدا باز نكرد
تا فراسوى ملك، همت پرواز نكرد
بال نگشود و خيال و سر پرواز نداشت
با شهيدان خدا زمزمه اى ساز نكرد
در حصار تن خود ماند و وجودش پوسيد
خطر عشق نكرد و سفر آغاز نكرد
ديد نجواى شب و حادثه و سوز دعا
پَر به خلوتكدۀ زمزمه ها باز نكرد
عرق شرم به پيشانى خود، هيچ نديد
خوي...
تا فراسوى ملك، همت پرواز نكرد
بال نگشود و خيال و سر پرواز نداشت
با شهيدان خدا زمزمه اى ساز نكرد
در حصار تن خود ماند و وجودش پوسيد
خطر عشق نكرد و سفر آغاز نكرد
ديد نجواى شب و حادثه و سوز دعا
پَر به خلوتكدۀ زمزمه ها باز نكرد
عرق شرم به پيشانى خود، هيچ نديد
خوي...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
هركس كه آرزو به زر و زور مى كند
فهرست
اشعار
مدح پندیات
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان