والشمر جالس که دوباره هوا گرفت
والشمر جالسٌ که دوباره هوا گرفت
هفت آسمان از این غم عظما، عزا گرفت
والشمر جالسٌ، جَلَسَ نه که جالسٌ
با این نشستنش، نفس انبیا گرفت
ای کاشکی بمیرم از این غم که شمر دون
با چکمه روی سینه ی ارباب جا گرفت
سرگرم سرشدو سرِفرصت سرش برید
ای خاک برسرم که سرش از قفا گرفت
سربود بین گونی و خون می چکید ازآن
سر...
هفت آسمان از این غم عظما، عزا گرفت
والشمر جالسٌ، جَلَسَ نه که جالسٌ
با این نشستنش، نفس انبیا گرفت
ای کاشکی بمیرم از این غم که شمر دون
با چکمه روی سینه ی ارباب جا گرفت
سرگرم سرشدو سرِفرصت سرش برید
ای خاک برسرم که سرش از قفا گرفت
سربود بین گونی و خون می چکید ازآن
سر...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
به دلم از لب تو داغ مناجات گذاشت
شعر بعدی
خواهرت بر سرش ای ماه جبین می کوبد
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان