هر چند تشنه بود و زبان بیان نداشت
هر چند تشنه بود و زبان بیان نداشت
اما کسی برای شنیدن امان نداشت
در بین شور و هلهله و فتنهی عدو
گویا که رادمرد و کریمی جهان نداشت
خورشید با ستاره ی عطشان دمیده بود
جز او ستاره ی دگری آسمان نداشت
لب تشنه بود و در طلب آب از فرات
اصلا کسی به حملۀ دشمن گمان نداشت
این آخرین ستاره به دامان مهر عش...
اما کسی برای شنیدن امان نداشت
در بین شور و هلهله و فتنهی عدو
گویا که رادمرد و کریمی جهان نداشت
خورشید با ستاره ی عطشان دمیده بود
جز او ستاره ی دگری آسمان نداشت
لب تشنه بود و در طلب آب از فرات
اصلا کسی به حملۀ دشمن گمان نداشت
این آخرین ستاره به دامان مهر عش...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
حسینی زاده هستی شیوه اعجاز میدانی
شعر بعدی
تغییر کرده انگار از تشنگی صدایش
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان