می برم نام تو را نامی که ایمان آورد
می برم نام تو را ، نامی که ایمان آورد
می خرم عشق تو را ، عشقی که سامان آورد
می نشینم بر سر راهی که هر دم بگذری
گردی از پای تو را بر روی دامان آورد
چشم می دوزم به آفاقی که با صدها امید
تیره بختی را به سمت صبح رخشان آورد
می زنم دست نیاز خویش بر دامان عشق
شاید او بیچاره ای را نزد سلطان آورد
نیست ما...
می خرم عشق تو را ، عشقی که سامان آورد
می نشینم بر سر راهی که هر دم بگذری
گردی از پای تو را بر روی دامان آورد
چشم می دوزم به آفاقی که با صدها امید
تیره بختی را به سمت صبح رخشان آورد
می زنم دست نیاز خویش بر دامان عشق
شاید او بیچاره ای را نزد سلطان آورد
نیست ما...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
اگر به ديده ظاهر نهانی از نظرم
شعر بعدی
زخم بی بهبود ما را یک نگاهت لازم است
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان