متن مداحی ویژه سید حسن نصرالله
فهرست اشعار با موضوع متن مداحی ویژه سید حسن نصرالله در این مطلب
- تو بگو نَصْرُ مِنَ الله که نصرت باقی ست
- سلامِ ما به شهیدان مسجد الاقصیٰ
- گره کارهایشان کور است
- هر جوانی اسامه وار به ما
- بگذار قلب دشمنان از کینه پر باشد
- گرچه احوال ما پریشان است
- بر لب نیل آمدی دست و عصا مبارکت
- از داغ غمت اگر نبارم چه کنم
- در امتداد راه شهیدان شهید شد
- پس از دلواپسی های پیاپی در شبی دشوار
- بسم الله القاصم الجبارین
- عنایاتِ خدا تا آخر این راه می ماند
- کسی که داد عزت او قطیف و قدس و لبنان را
- ای سید مقاومت ای مطلع امید
- مرگ از چشم شما نیستی و نابودی ست
- بیست و چهار ساعته گرم جهاد بود
- باغ ما این است طوفان شد صنوبر ایستاد
- در سینه ما نشسته بغضی با آه
تو بگو نَصْرُ مِنَ الله که نصرت باقی ست
سید حسن نصرالله-------------------------
تو بگو نَصْرُ مِنَ الله که نصرت باقی ست
رفت اگر آینه انوار شهادت باقی ست
بنویسید به گلبرگ سحر روشن تر
سَیّدی رفت ولی نور سیادت باقی ست
راوی نَصْرُ مِنَ الله ، « حسن نصرالله »
آن که راهش به تجلّای صداقت باقی ست
آن که برخاست علیه ستمِ صهیون ها
از مرامش به جهان باز فتوّت باقی ست
آن که تفسیر کند آیه ی « بَلْ اَحْیاء » را
رزق حق می خورد و سفره رحمت باقی ست
بوسه بر تربتشان هست گواه سخنم
از شهیدان خدا عشق و صلابت باقی ست
شهدا بار امانت همه بگذاشته اند
روی دوش من و تو بار امانت باقی ست
پرچم کرب و بلا نقش به خون شهداست
زیر این پرچم گلگون شده عزّت باقی ست
«یاسر» از راه شهیدان به طلب عزّت و عشق
کز شهیدان رهِ عشق حقیقت باقی ست
**
محمود تاری «یاسر»
سلامِ ما به شهیدان مسجد الاقصیٰ
سید حسن نصرالله----------------------
سلامِ ما به شهیدان مسجد الاقصیٰ
به لاله های غزلخوان مسجد الاقصیٰ
سلام ما خروش و جهاد حزبُ الله
سلام ما تنِ غرقِ خونِ نصرُ الله
سلام ما به شُکوهِ عماد مُغنیه
وَ معنویت و اشک جهاد مُغنیه
سلام ما به فلسطین و مردمِ غزّه
وَ آه ازین غمِ دیرین و مردم غزّه
چه ظلم ها که بر آنها زِ قوم صَهیون شد
جفا به امّت موسی به دست فرعون شد
قسم به پرچم توحید و شاخه ی زیتون
قسم به سوره ی مریم، به کاف و هاء و نون
قسم به خون شهیدان غزه و لبنان
قسم به چادرِ خاکی، قسم به قدّ کمان
قسم به خشم اَبابیل و غربت هابیل
که نیست مقصد ما غیرِ مرگِ اسرائیل
امیر عباسی
گره کارهایشان کور است
سید حسن نصرالله------------------------
گره کارهایشان کور است
انتهای مسیرشان گور است
سرنوشت سیاه قارون ها
مرگ در ورطهی زر و زور است
می رسد مرگ وارث جالوت
گرچه نزدیک یا اگر دور است
سامری تا ابد نخواهد ماند
وادی طور وادی نور است
«می رسد بانگ؛جاءَنصرالله»
صبح روزی که نفخهی صور است
عباس گودرزی
هر جوانی اسامه وار به ما
سید حسن نصرالله-----------------------
هر جوانی «اسامه»وار به ما
یاد دادهست پیر بودن را
یادگار ازخودش گذاشتهاست
رازی از «بینظیر» بودن را
زده هرقرعه را بهنام خودش
اقتدا کرده بر امام خودش
به مرادش رسیده پس دارد
داغ ننگ اسیر بودن را
در سرش تا هوای اعجاز است
راهِ رفتن برای او باز است
میفروشد به سختی پرواز
لذّت گوشهگیر بودن را
هردلی دائماً پی نور است
تا حریم خداست، مستور است
آنکسی که گرسنه میخوابد
میبرد فیض سیر بودن را
در دفاع از شکوه باورها
میشتابد بهجنگ خنجرها
تا به ترسیدهها نشان بدهد
رمز و راز دلیر بودن را
درزمانی که تنبلی هنر است
هرکه فعّالتر غریبتر است!
میبرد هرکسی که میفهمد
خستگیناپذیر بودن را...
میرسد بانگ؛ «جاءَنصرالله»
عاقبت غالب است حزبالله
پس به لطف خدا تحمل کن
سختی در مسیر بودن را
هرکه در اینطریق، هادی شد
یکتنه پاسدار وادی شد
در همه عمر آرزو کردهست
«در رکاب امیر بودن» را
مجتبی خرسندی
بگذار قلب دشمنان از کینه پر باشد
سید حسن نصرالله-------------------------
بگذار قلب دشمنان از کینه پر باشد
بگذار اسرائیل دنبال ترور باشد
مارا که از این دشمنی کردن هراسی نیست
جز ما کسی که در مسیر حق شناسی نیست
ما چشم مان بر دست آقای محرم هاست
سرمایه مان ایمان تهرانی مقدم هاست
در سنگر علم و عمل آزاده ها داریم
مانخبگانی مثل فخری زاده ها داریم
آسوده ایم اما به لطف پاسداری ها
هستیم زیر دِین خون شهریاری ها
داریم از علم و تدبر جوشن امروزه
سنگر پر است از احمدیِ روشن امروزه
در جبهه ی ما حرف ایثار است و جانبازی
الگوی جانبازی ما صیاد شیرازی
طی کرده این نهضت مسیر سرفرازی را
نسل حججی پر کند جای حجازی را
نقش لوای ما به جز الله اکبر نیست
جز مکتب ما مکتبی مغنیه پرور نیست
از جمع بسیار مجاهدهای لبنانی
تا زاهدی ؛ سیدرضی ؛ قاسم سلیمانی
تسبیح شیعه ما رایت الّا جمیلا بود
آیین زینب راه و رسم لشگر ما بود
نسل بهشتی وارثانی باهنر دارد
فریاد ما در جبهه ی تبیین اثر دارد
در بند زهرا فکر فردا بود در دنیا
راه شهیدان راه زهرا بود در دنیا
زهرا طریقش جز طریق پایداری نیست
در مکتب او جای خفت جای خواری نیست
ما را به راه راست دعوت می کند زهرا
با فعل و تقریرش هدایت می کند زهرا
مدیون زهرا بود هر نسلی حسینی بود
اندیشۀ زهرا در افکارِ خمینی بود
تصویر ما از فاطمه تعریف قرآنی ست
شاگرد درس مکتبش سردار لبنانی ست
سید که خار چشم دشمن های غاصب بود
فتح الفتوحش هر زمان صدر مطالب بود
سید که سرباز امام عصر حاضر بود
میراث روح الله بود و از نوادر بود
سید اشداء علی الکفار را فهمید
آموزه های حیدر کرار را فهمید
غیر از خدا از هیچ کس اصلا نمی ترسید
از زوزه های گله ی دشمن نمی ترسید
مانند شیر شرزه ای همواره غران بود
از روز اول ذوالفقار شیعه برّان بود
میراث سید لشگری در اوج باورهاست
الگوی حزب الله لبنان حضرت زهراست
رزمنده ها را نهضت زهرا به خط کرده
مادر خودش سیدحسن را تربیت کرده
ارزش ندارد جان اگر نذر ولایت نیست
پایان راه شیرمردان جز شهادت نیست
باید شناسایی کنیم اهداف دشمن را
باید بشارت داد فرداهای روشن را
سیدعلی مان فتح خیبر می کند فردا
فرزند حیدر کار حیدر می کند فردا
ما سر به داران مطیع رهبری هستیم
آماده ی دستور فتح خیبری هستیم
با سر می افتد قوم فرعون زمان در نیل
شیعه کمر بسته به نابودی اسرائیل
از جبهه ی حق میرسد آوای پیروزی
قطعا تماشایی شود فردای پیروزی
فردا همه راهی قدس از سمت لبنانیم
در مسجدالاقصی نماز شکر می خوانیم
در قدس اگر فردا نماز جمعه ای برپاست
سید علی مان خطبه خوان مسجدالاقصی ست
مشی و مرام صهیونیست از یاد خواهد رفت
حیثیت پوشالی اش بر باد خواهد رفت
راهی برای عده ای یاغی نمی ماند
نامی از اسرائیل هم باقی نمی ماند
فردا که شوق هر فلسطینی تماشایی ست
بیت المقدس تا مدینه راهپیمایی ست
دنیا به کام مهدی موعود خواهد شد
صبح فرج وهابیت نابود خواهد شد
علیرضا خاکساری
گرچه احوال ما پریشان است
سید حسن نصرالله-----------------------
گرچه احوال ما پریشان است
گرچه این لحظهها نفسگیرند
سروها بر زمین نمیفتند
نخل ها ایستاده میمیرند
صالِحٌ بَعْدَ صالِحٍ یعنی
این علم بر زمین نمیفتد
سر ما روی دار هم برود
از دل ما یقین نمیفتد
کشوری ایستاده بین غبار
کوچهها غرق بوی باروت است
گر شکستهست شاخهٔ زیتون
آنکه نشکستهاست بیروت است
خم به ابروی خود نیاوردیم
جمع ما نیز کم نخواهد شد
کوه را میکَند ولی هرگز
قامت عشق خم نخواهد شد
پرچم سرخ را به دست بگیر
همدل و هم عقیده و همراه
روی سربند سبز خود بنویس:
تا ابد زنده است حزب الله
.
.
باز هم فاطمیه نزدیک است
جنگ با شعله، جنگ تن به تن است
ارث مادر رسد به فرزندش
باز هم وقت بی هوا زدن است
احمد ایرانی نسب
بر لب نیل آمدی دست و عصا مبارکت
سید حسن نصرالله-------------------------
بر لب نیل آمدی، دست و عصا مبارکت
نصر خداست نام تو، نصر خدا مبارکت
نصرُ مِن اللَه آمدی، فاتح قلبها شدی
فتح ْجدا مبارکت، نصر ْجدا مبارکت
هرکه شهید میشود، سوی حسین میرود
سوی حسین رفتهای، کربوبلا مبارکت
خانهی عنکبوت را، سیطرهی سکوت را
بشکن و باز کردن ِپنجرهها مبارکت!
نزد خدا نشسته است آنکه قیام میکند!
نزد خدا نشستن این است؛ خوشا مبارکت
مهدی جهاندار
از داغ غمت اگر نبارم چه کنم
سید حسن نصرالله------------------------
از داغ غمت اگر نبارم چه کنم؟
آه از جگرم به لب نیارم چه کنم؟
سید ! خبر شهادتت سنگین است
در ماتم تو جان نسپارم چه کنم؟
افتاده به باغ لاله ها دست خزان
مجروح شده تن بهارم چه کنم
آن بلبل دلشکسته از پاییزم
از داغ بهار ، سوگوارم چه کنم
برخیز و بگو سَننتصِر ، پیروزیم
من طاقت این داغ ندارم چه کنم
از فتح و ظفر بخوان و امید بده
بی نور سحر در شب تارم چه کنم
برخیز که نیست وقت رفتن،سید !
بردی ز دل خسته ، قرارم چه کنم
از بس به جگر ،داغ شهیدان دارم
دلخون ز جفای روزگارم چه کنم
رفتی که نفس تازه کنی برگردی
بر آمدنت امیدوارم ، چه کنم
تا وقت ظهور دولت حضرت عشق
در تاب و تبم در انتظارم چه کنم
رقیه سعیدی کیمیا
در امتداد راه شهیدان شهید شد
سید حسن نصرالله-------------------------
شعر آیینی
غزل
سید حسن نصرالله
در امتداد راه شهیدان شهید شد
جان داد عاشقانه به جانان شهید شد
سید حسن سلاله ی نسل مقاومت
در اقتدا به شاه شهیدان شهید شد
پیمانه نوش باده ناب الست بود
دلداده ای که بر سر پیمان شهید شد
دلتنگ حاج قاسم و یاران رفته بود
در اشتیاق وصل ، سر افشان شهید شد
ختم به خیر شد به خدا زندگی او
سرشار از حقیقت ایمان شهید شد
(هرگز نمیرد او که دلش زنده شد به عشق)
مردی که در میانه ی میدان شهید شد
(در راه دوست کشته شدن آرزوی ماست)
مانند این شهید ، فراوان شهید شد
نصر خداست آیت فتح قریب ما
مظلوم اگرچه سید لبنان شهید شد
کمیل کاشانی
پس از دلواپسی های پیاپی در شبی دشوار
سید حسن نصرالله-----------------------
پس از دلواپسی هایِ پیاپی در شبی دشوار
خبر پیچید و غم یکباره شد بر قلبمان آوار
خبر پیچید محکم بر گلو و بغض پیدا شد
خبر سنگین و اشکِ چشمِمان هر لحظه دریا شد
شب و دلشوره ها افتاد بر هر صفحهٔ تقویم
شد انگاری دوباره تازه...داغ ِ سیّد-ابراهیم
رسید از ضاحیه؛ داغی که عشق ِ جاودانی شد
خبر پیچید که؛ سیدحسن هم آسمانی شد
میانِ خاکهایِ شعله ور، سر تا به پایش سوخت
تنش در زیرِ تلّ آتش افتاد و عبایش سوخت
چنان آمیخت با جانش جهاد و استقامت را
گرفت از دستِ جدّش عاقبت رزقِ شهادت را
دلِ بیروت آشوب است و ویرانتر شد از این غم
تمام کوچه ها بیتاب؛ از این زخمِ بی مرهم
عزیز از دست داده! آه...از این ماتم ِ ممتد
عزادار است و از لبنان صدایِ ضجه می آید
زمین خورد و نتیجه داد آخر کینه توزی ها
منافق ها گِرا دادند؛ لعنت بر نفوذی ها
فلسطین بیقرارش بود و غزه هست مجنونش
چه بی رحمانه بر آوارها پاشیده شد خونش
به دستِ آنکه در ذاتش نشان از آدمیّت نیست
سگِ هاری که نامشروع و نامش هست صهیونیست
همانکه میشود پیچیده طومارش به إذن الله
می افتد صد گره هر لحظه در کارش به إذن الله
ببین در آتش از امروز؛ صهیونیست را مضطر
قیام ِ جبههٔ حق میشود آغاز؛ محکمتر
تمام همّ و غمّش انتقامِ سخت و پیکار است
پدر از دست داده! خشم ِ حزب الله بسیار است
بخوان هیهات من الذلّه را در گوشِ بعضی ها
بیا بارِ امانت را بگیر از دوشِ بعضی ها
بگیر این گنجِ ارزشمند را از دستِ ناآگاه
محوّل کن به دستِ انقلابی هایِ حزب الله
همانکه هست مثل حاج قاسم در دلِ میدان-
-مجهّز به سلاحِ علم و ایمان؛ تا بُنِ دندان
چرا در غرب می بینند اعتبار و ارزش را؟!
نمی فهمند نامردان، هزینه هایِ سازش را؟!
همانها که فدا کردند با ذلّت؛ شجاعت را
خسارت ها زدند و بیشتر کردند زحمت را
اگرچه نقشهٔ دشمن سراسر نحس و تاریک است
بدونِ ذره ای تردید؛ فتح قدس نزدیک است
قیامی سخت در راه است با یک لشکرِ خونخواه
پس از این بیشتر دارد ادامه راهِ نصرالله
همان راهی که پایانش نشان از کربلا دارد
نشان از روضه هایِ قتلگاه و بوریا دارد
*
تنی لب-تشنه جان داد و سری میرفت بر نیزه
تمام خاک، غرقِ خون! تمام ِ دور و بر نیزه...
فدایِ آن عبایی که اسیرِ دستِ غارت بود
رسید آتش به جانِ خیمه و وقتِ اسارت بود
اسارت با جسارت عمهٔ سادات را رنجانْد
تنِ دروازهٔ ساعات را تنهایی اش لرزانْد
زبانم لال! ناموس علی(ع) و کوچه و بازار...
امان از شام و شادیِ یهودی هایِ بد کردار!
مرضیه عاطفی
بسم الله القاصم الجبارین
سید حسن نصرالله------------------------
بسم الله القاصم الجبّارین
أَلا إِنَّ نَصرَ اللَّهِ قَريبٌ
یک شب بارانی پائیز بود
سینه ها از دلهره لبریز بود
قلب ها با قلب لبنان می تپید
چون ز «ضاحیه» خبرها می رسید
اشک ها از یک خبر آگاه بود
چشم ها دنبال نصرالله بود
از خبرها بوی هجران می رسید
بوی عاشورا ز لبنان می رسید
کاسه صبر مجاهدها شکست
این خبر بر صفحه عالم نشست
عاقبت سید حسن هم پر کشید
رفت و بر یاران همرزمش رسید
گرچه آن شب هست ما تا راج شد
کربلایی «ضاحیه»معراج شد
سید ما تا حرم عازم شده
کربلا مهمان حاج قاسم شده
این شهادت باز کرده راه را
بنگرید آغاز نصرالله را
نهضت ما نهضت آگاهی است
طبق قرآن شیعه حزب اللهی است
می شود صهیون به زودی سرنگون
«ان حزب الله هم الغالبون»
آن کسی که قافیه را باخته
ریشه این خاک را نشناخته
معرفت پیدا کند ما کیستیم؟!
ما و آمریکا برادر نیستیم!!!!
او نمی داند که اسرائیل چیست؟!
یا که او فرزند نا مشروع کیست؟!
دشمن ما تکیه گاهش جائی است
ریشهٔ این غده آمریکائی است
دشمن ما قدرتش پوشالی است
جای تهرانی مقدم خالی است
دشمن ما اشهدش را خوانده است
انتقام حاج قاسم مانده است
دشمن این ترویج را باورنداشت
خونِ مظلومان ،اثرخواهدگذاشت
حال،دشمن محورِ ناکامی است
شاهدِ بیداریِ اسلامی است
نهضت ما در جهان تکثیر شد
راهِ روح الله عالم گیر شد
شکرِ حق از بعدِ آن پیرِ خمین
شدامیرِ راه، فرزندِ حسین
پرچم ِ اسلام بر دوشِ ولیست
خون روح الله در سیدعلیست
ما چهل سال است عزت یافتیم
در جهان،بسیار قدرت یافتیم
مستقل از سلطة بیگانه ایم
تحتِ امرِ رهبری فرزانه ایم
ما چهل سال است خون ها داده ایم
در مسیرِ اقتدار افتاده ایم
ما چهل سال است در تصمیم ها
صبرها کردیم در تحریم ها
دردها دیدیم و درمان یافتیم
اقتدار از نورِ ایمان یافتیم
بینِ عالم قدرو جائی یافتیم
با تکامل،خود کفائی یافتیم
ماچهل سال است پابر جا شدیم
خوارِ چشمِ حاکم دنیا شدیم
کد خدا زانو زده درپیشِ ما
محضرِ آقایِ دور اندیشِ ما
خوابشان، فتحِ فرات و نیل شد
نامِ ما کابوسِ اسرائیل شد
رهبرم فرمود جای بیم نیست
ضربة ما قابل ترمیم نیست
بعد از این دشمن نبیند خواب ِ خوش
ننگ بر این ظالمِ مظلوم کُش
افتخارِ گنبدین کرده سقوط
گشته نازک تر ز بیت عنکبوت
غزه حالا کربلایی دیگر است
حرمله صیدش علی اصغر است
لاله ها در باد پرپر میشوند
کودکان با تیر بی سر می شوند
مادران آهسته با اشکی روان
خاک میریزند روی کودکان
آتش افتاده به جان خیمه ها
دود پیچیده میان خیمه ها
کوچه های غزه گشته قتلگاه
قتلگاه کودکانی بی گناه
لیک این فریادهای بی صدا
می رود هر لحظه تا عرش خدا
نالة مظلوم بی تاثیر نیست
روز پیروزیِ شیعه دیر نیست
از فلسطین ذکر یازهرا رسد
روز فتح مسجد الاقصی رسد
حرف دارم بیت های آخرم
با تَاسّی از کلام رهبرم
کفر در این دوره دارد احتیاج
نا امیدی بین ما یابد رواج
صبر ما چون روزهای سال شصت
پشت اهل فتنه را خواهد شکست
اندکی صبر ای غیورانِ صبور
انقلاب ماست پایانش ظهور
روزهای سخت پایان می رسد
بر کویر خشک باران می رسد
می رسد از راه ماه عالمین
با شعار یا لثارات الحسین
مژده آن نور مجسم می رسد
یار مظلومان عالم می رسد
کاش باشیم و بگوئیم آن زمان
السلام ای مهدی صاحب زمان
قاسم نعمتی
عنایاتِ خدا تا آخر این راه می ماند
سید حسن نصرالله------------------------
عنایاتِ خدا تا آخر این راه می ماند
اگر چه رفت نصرالله، نصرالله می ماند
برون می آید او ققنوس وار از آتش بیروت
چنان که تا ابد این مکتب دلخواه می ماند
نهال استقامت سرو شد از حُسن تدبیرش
یقینا برکت این سیّد آگاه، می ماند
شعار لشکر حق تا ندای حسبُنا الله است
همیشه دست حق با مومنین همراه می ماند
به حق وعده صادق، به اِنَّ الباطل زاهِق
که عمر لشکر شیطان، دمی کوتاه می ماند
یقینا آتش این ظلم، ظالم را بسوزاند
یهودِ چاه کَن در ظلمتِ این چاه می ماند
به نام نامی حیدر، به یُمن فاتح خیبر
که اسرائیل گردد محو و حزب الله می ماند
علی مقدم
کسی که داد عزت او قطیف و قدس و لبنان را
سید حسن نصرالله------------------------
کسی که داد عزت او قطیف و قدس و لبنان را
رقم زد او ز سعی خویش آزادی جولان را
همان سید که پیش روبهان غرید چون شیران
که بنیان کرد آن جا بیشۀ رزم دلیران را
عزیزی که به تقوا زندگی را کرد نورانی
به حزب الله معنا داد آیین مسلمان را
جهاد فی سبیل الله شد سرلوحۀ عمرش
پشیمان کرد از نیرنگ های شوم شیطان را
شجاعت موج می زد در بیان و در کلام او
خروشان کرد عزم و جزم او دریای جوشان را
شهیدی که شهادت منتهای آرزویش بود
نمی افکند از لب آیه های ناب قرآن را
اگر یک ناخدا جان داد در این بحر طوفان زا
به دست دیگری دادند این کشتی و سکان را
گرفتار است فرعون زمان در موج این طوفان
فرستاده خدا برمرگ او این موج طوفان را
به زودی قبله گاه مسلمین آزاد می گردد
که خواند قدس بر درگاه خود جمع پریشان را
چه زیبا می شود روزی که در این قبلۀ امید
خدا سازد عیان ماه رخ مهدی دوران را
به یمن وعده ی صادق طلوع صبح نزدیک است
مزین کن «وفایی» از بلور اشک چشمان را
سیدهاشم وفایی
ای سید مقاومت ای مطلع امید
سید حسن نصرالله----------------------
ای سید مقاومت ای مطلع امید
بی مهر شد بدون تو پاییزِ سررسید
آخر شهید خواست ببیند خدا تو را
از «درعک الحصینه» رسیدی به «من تُرید»
رفتی به آرزوت رسیدی، فراق را
باید چه خواند؟ شام عزا یا که صبح عید؟
گفتی به روز واقعه «لبیک یا حسین»
تا بشنوند خلقِ هم اندیشه با یزید
با ما که فاتحیم نباشد هوای صلح
بر قلبمان مباد کفن، پرچم سفید
ای چرخ کج نهاد که دلبسته ای به باد!
ما راست پرچمی به گران سنگی حدید
قائم به فرد نیست قیام مقاومت
فرمانده ایست در پس فرماندۀ شهید
مسعود یوسف پور
مرگ از چشم شما نیستی و نابودی ست
سید حسن نصرالله-------------------------
مرگ، از چشم شما، نیستی و نابودی ست
مرگ را لشکر کرار، به بازی گیرند
پیش محبوب، به خون غلتزنان، میرقصند
زندگانِ نفَس عشق، مگر میمیرند؟
هر که افتاد، به پا خاست ز خونش، سروی
این عَلم رفت، از این دوش، به دوشی دیگر
دُور، در حلقهی مستان، به تسلسل آمد
جام بگرفت سواری، به خروشی دیگر
فتح، «آن»ی ست، در آن سوی «متی نصرالله»
نصر با ماست، ببین: ما همه نصراللهیم
اُحدی هست، ولی شور اَحد، در رگ ماست
خیبری، با مدد از شیر خدا، میخواهیم
مست یاریم، اگر گفت: بمان، میمانیم
حکم اگر داد، نفس تا برسد، میجنگیم
ما غیوریم، ولی قلب صبوری داریم
مالکیم، اذن ز مولا برسد، میجنگیم
میرسد قصه به مو، کار ولی دست خداست
شادی حرملهها، مرحلهای کوتاه است
آن چه میماند و باقی ست، فقط وجه الله
آن چه بالاست، فقط پرچم حزب الله ست
با ولی باش، که در پیچ و خم گردنهها
مرزِ بین شرف و بیشرفی، باریک است
دل قوی دار، که هنگامهی غربال رسید
شب نریزد به دلت شک، که سحر نزدیک است
قاسم صرافان
بیست و چهار ساعته گرم جهاد بود
سید حسن نصرالله----------------------
بیست و چهار ساعته گرم جهاد بود
شصت و سه سال بر سر یک اعتقاد بود
فرجام عاشقان علی سرخ مردن است
در خون خود برای خدا غلت خوردن است
ای عشق! همّتی که مسلمان بایستیم
تا لااقل کنار شهیدان بایستیم
کشتار دسته جمعی زن ها و کودکان
این است واقعیّت امروزِ این جهان
چندین هزار کودک دیگر تلف شوند،
حکام بی حیای جهان با شرف شوند؟!
ای شب! به انتهای دقایق خوش آمدی
یعنی به عصر وعده ی صادق خوش آمدی
آری نفس بکش که نفس های آخِر است
خوش دست و پا بزن که خداوند، ماکر است
کودک کشِ غریب کشِ وحشی حقیر!
ای گرگ هار! ژست حقوق بشر نگیر
دوران ظلم و سلطه گری سر رسیده است
هنگام کندن درِ خیبر رسیده است
جز دُرد در پیاله ی ساقی نمانده است
راهی بجز مبارزه باقی نمانده است...
مهدی جهاندار
باغ ما این است طوفان شد صنوبر ایستاد
سید حسن نصرالله----------------------
باغ ما این است ؛ طوفان شد ، صنوبر ایستاد
سروی از پا اوفتاد و سرو دیگر ایستاد
روی نی می رفت بی سر آفتاب کربلا
باغ شاهد بود از آن پس نخل ، بی سر ایستاد
حال ما را خوب می دانند عاشورائیان
هر زمان اکبر زمین افتاد ، اصغر ایستاد
یک اُحد دردیم آری ، حمزه رفت امّا چه باک
مصطفی هر وقت تنها ماند حیدر ایستاد
« قل هواللهُ أحد » را دست بستند و چه غم
هر کجا قرآن در آتش رفت ، کوثر ایستاد
عین تسلیم و رضائیم این تمام حرف ماست
زیر خنجر رفت اسماعیل و هاجر ایستاد
أینَ نصرُالله ؟ نزدیک است اذان آمد ، ببین!
روی بام خانه با الله اکبر ایستاد
محسن ناصحی
در سینه ما نشسته بغضی با آه
سید حسن نصرالله------------------------
در سینهی ما نشسته بغضی با آه
افتاده به دل دوباره داغی جانکاه
در محضر شاه یاد کن از ماهم
تو نزد علی رفتی و ماهم در راه
پایان شب سیاه ما نورانیست
صبح است بلند و شام باشد کوتاه
ما روز فرج را که نبردیم از یاد
هستیم از آن وعدهی صادق آگاه
در قدس نماز شکر را میخوانیم
با یادِ تو سید حسنِ نصرالله
علی گلچین پور
شعر قبلی
سه پنج روزه که بابا در برم نیست
شعر بعدی
بیست و چهار ساعته گرم جهاد بود
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان