شب پنجم است و روضه لاجرم میره توو گودال
شب پنجم است و روضه
لاجرم میره توو گودال
اونجایی که یه غریبو
لشکری می کنه پامال
دیگه کار از کار گذشته
عمو توو چنگ سپاهه
عبدالله دید که عمو جون
توی گودال بی پناهه
تیرا مثل کوه آتیش
داره رو تنش می باره
هر کسی داره با نیزه
رو تنش نقشی می زاره
عبدالله گفت به خودش که
بی حسین دنیا تمومه
وقتی که...
لاجرم میره توو گودال
اونجایی که یه غریبو
لشکری می کنه پامال
دیگه کار از کار گذشته
عمو توو چنگ سپاهه
عبدالله دید که عمو جون
توی گودال بی پناهه
تیرا مثل کوه آتیش
داره رو تنش می باره
هر کسی داره با نیزه
رو تنش نقشی می زاره
عبدالله گفت به خودش که
بی حسین دنیا تمومه
وقتی که...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
مورم اما می شوم روزی سلیمان با حسن
شعر بعدی
ماه را در ته گودال به خون غلتان دید
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان