دل عرش خدا سوزد به حال خسته این مرد
دل عرش خدا سوزد به حال خسته ی این مرد
خدا خون گریه کرده با دو دست بسته ی این مرد
نفس هایش به تاب و تب، در آشوب است و جان بر لب
شبانه پابرهنه می دود حیران، پی مرکب
شبیه کوه با دستان بسته بر زمین می خورد
به هر افتادنش در کوچه،زخمی بر جبین می خورد
به یاد ریسمان بر گردن شیر خدا می سوخت
شبیه خیمه های سوخ...
خدا خون گریه کرده با دو دست بسته ی این مرد
نفس هایش به تاب و تب، در آشوب است و جان بر لب
شبانه پابرهنه می دود حیران، پی مرکب
شبیه کوه با دستان بسته بر زمین می خورد
به هر افتادنش در کوچه،زخمی بر جبین می خورد
به یاد ریسمان بر گردن شیر خدا می سوخت
شبیه خیمه های سوخ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
بار دگر داغی به قلب حیدر افتاد
شعر بعدی
آتش رسید و در وسط خانه پا گرفت
فهرست
اشعار
روضه امام صادق (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان