خورشیدم و چشمم به قرص ماه افتاد
خورشیدم و چشمم به قرص ماه افتاد
بر خرمن جانم شرر از آه افتاد
وقتی که بوسیدم لبان تشنه ات را
پشت سرت باران اشکم راه افتاد
هرچند پژمرده، صدای تو خبر داد
یعقوب، یوسف در میان چاه افتاد
دیدم تن صد پاره ات را بر روی خاک
آتش ز داغت بر دل جانکاه افتاد
چشمان من کم سو شد از گرد ملالت
غم بر دل...
بر خرمن جانم شرر از آه افتاد
وقتی که بوسیدم لبان تشنه ات را
پشت سرت باران اشکم راه افتاد
هرچند پژمرده، صدای تو خبر داد
یعقوب، یوسف در میان چاه افتاد
دیدم تن صد پاره ات را بر روی خاک
آتش ز داغت بر دل جانکاه افتاد
چشمان من کم سو شد از گرد ملالت
غم بر دل...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر بعدی
آرام جان من علی اکبر نفس بکش
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان