تو رفتی و پریشان خاطرم کردند
زبان حال حضرت زینب سلام الله علیها
-------------------------
تو رفتی و پریشان خاطرم کردند
همه خنده به چشمان ترم کردند
پس از یک چله دوری و غم هجران
مرا زائر به کوی دلبرم کردند
تو رفتی و در آن آشوب و غارت ها
طَمَع بر معجر و بر زیورم کردند
سرت را که به نیزه تاب می دادند
نمی دانی چه خاکی بر سرم کردند...
-------------------------
تو رفتی و پریشان خاطرم کردند
همه خنده به چشمان ترم کردند
پس از یک چله دوری و غم هجران
مرا زائر به کوی دلبرم کردند
تو رفتی و در آن آشوب و غارت ها
طَمَع بر معجر و بر زیورم کردند
سرت را که به نیزه تاب می دادند
نمی دانی چه خاکی بر سرم کردند...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
ﻋﻬﺪ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺗﺎ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻦ ﺟﺎﻥ ﺩﺍﺭﻡ
شعر بعدی
از داغ جانگداز تو یک اربعین گذشت
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان