به دلم از لب تو داغ مناجات گذاشت
به دلم از لب تو داغ مناجات گذاشت
چه غمی بر جگر مادر سادات گذاشت
شمر با قهقهه و حرص برت می گرداند
پا به روی بدنت بهر مباهات گذاشت
لب خشکیده ات از ضعف به هم می خوردو
بی حیا نیزه ی خود را روی لبهات گذاشت
از سر حوصله سرگرم بریدن شده بود
تیغِ بی حوصله را بر روی رگهات گذاشت
با سرت تا که از آن معرکه آم...
چه غمی بر جگر مادر سادات گذاشت
شمر با قهقهه و حرص برت می گرداند
پا به روی بدنت بهر مباهات گذاشت
لب خشکیده ات از ضعف به هم می خوردو
بی حیا نیزه ی خود را روی لبهات گذاشت
از سر حوصله سرگرم بریدن شده بود
تیغِ بی حوصله را بر روی رگهات گذاشت
با سرت تا که از آن معرکه آم...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
جلوه حق روی خاک از کینه باطل شکست
شعر بعدی
والشمر جالس که دوباره هوا گرفت
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان