آورده ام همراه خود بار گناهم
آورده ام همراه خود بار گناهم
شرمنده از عصیانم و روی سیاهم
رانده ز هر در آمدم سوی تو اما
شادم از اینکه یا رضا دادی تو راهم
ای آنکه هستی آشنا با دردهایم
من را چو خوبان درت بنما نگاهم
در بارگاه لطف خود دادی امانم
چون شانه ای باشد ضریحت تکیه گاهم
تو ملجا درمانده و بیچارگانی
دست مرا آقا بگیر گم کرده ...
شرمنده از عصیانم و روی سیاهم
رانده ز هر در آمدم سوی تو اما
شادم از اینکه یا رضا دادی تو راهم
ای آنکه هستی آشنا با دردهایم
من را چو خوبان درت بنما نگاهم
در بارگاه لطف خود دادی امانم
چون شانه ای باشد ضریحت تکیه گاهم
تو ملجا درمانده و بیچارگانی
دست مرا آقا بگیر گم کرده ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
دارم من آرزوی تو آقا علی موسی الرضا
شعر بعدی
دلتنگ ترینم که ببینم حرمت را
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان