آمده در گذرش باز کسی آلوده
لیله الرغائب
آمده در گذرش باز کسی آلوده
عاشقی، در به دری، مستحقی فرسوده
مرهانید مرا از در او بیهوده
کار من بوده گدائیش فقط تابوده
بی جهت نیست که شد خاطر من آسوده
چونکه هاتف سحرِ روز ازل فرموده:
بنشین بر سر این سفره اگر گمراهی
راه گم کرده بیا،بر در باب اللهی
دستمان از جگر نخل ثمر می چیند...
آمده در گذرش باز کسی آلوده
عاشقی، در به دری، مستحقی فرسوده
مرهانید مرا از در او بیهوده
کار من بوده گدائیش فقط تابوده
بی جهت نیست که شد خاطر من آسوده
چونکه هاتف سحرِ روز ازل فرموده:
بنشین بر سر این سفره اگر گمراهی
راه گم کرده بیا،بر در باب اللهی
دستمان از جگر نخل ثمر می چیند...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
آمدم گریه کنم حال بکایی بفرست
شعر بعدی
من کیم اهل گناه و معصیت
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان