یک عمر گفتم که ای کاش
سبک شعر
یک عمر گفتم که ای کاش
در کربلای تو بودم
در بین یاران پاکت
من جان فدای تو بودم
یک عمر از اهل کوفه
گفتم که بیزار هستم
هربار نامت میآمد
گفتم وفادار هستم
با کربلا گریه کردم
تا با تو همدل بمانم
از کربلای زمانم
حاشا که غافل بمانم
حالا کجا ایستادم
حالا که وقت نبرد است
باید که بیدار باشم
تکرار تاریخ درد است
جانم فدایت حسین جان ...
بند دوم
سر تا به پا گرچه زخمیم
مانند زینب صبوریم
با تکیه بر دست عباس
ما مردمانی غیوریم
ما وارثان ابالفضل
زیر علم قد کشیدیم
در سایهاش زندگی را
غیر از شهادت ندیدیم
این پرچم از آن مولاست
باید که بالا بماند
فرزند زهرا نباید
این بار تنها بماند
روزی که آماده باشیم
پایان این انتظار است
میآید آنکس که گفتند
در دست او ذوالفقار است
جانم فدایت حسین جان ...
عاطفه جعفری
سعیده کرمانی
در کربلای تو بودم
در بین یاران پاکت
من جان فدای تو بودم
یک عمر از اهل کوفه
گفتم که بیزار هستم
هربار نامت میآمد
گفتم وفادار هستم
با کربلا گریه کردم
تا با تو همدل بمانم
از کربلای زمانم
حاشا که غافل بمانم
حالا کجا ایستادم
حالا که وقت نبرد است
باید که بیدار باشم
تکرار تاریخ درد است
جانم فدایت حسین جان ...
بند دوم
سر تا به پا گرچه زخمیم
مانند زینب صبوریم
با تکیه بر دست عباس
ما مردمانی غیوریم
ما وارثان ابالفضل
زیر علم قد کشیدیم
در سایهاش زندگی را
غیر از شهادت ندیدیم
این پرچم از آن مولاست
باید که بالا بماند
فرزند زهرا نباید
این بار تنها بماند
روزی که آماده باشیم
پایان این انتظار است
میآید آنکس که گفتند
در دست او ذوالفقار است
جانم فدایت حسین جان ...
عاطفه جعفری
سعیده کرمانی
شعر قبلی
السلام علی غریب الغربا
شعر بعدی
ای زمین ای تو فراتر از افلاک کربلا
فهرست
اشعار
نوحه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان