یه پهلوون تو غربت و غم
سبک شعر
یه پهلوون تو غربت و غم
بار سفر رو بسته
میخاد بره پیش حبیبش
شد از زمونه خسته
زیر لبش اینو میخونه
زهرا ببین علی چگونه
غصه قلبشو می سوزونه
با درد و غم همدمه
روگونه هاش شبنمه
لحظه به لحظه شده
ذکر لبش فاطمه
غریب عالم منم
--
باضربه ای که زد به سرم
فرق سرم دوتا شد
دارم میشم مهمون...
بار سفر رو بسته
میخاد بره پیش حبیبش
شد از زمونه خسته
زیر لبش اینو میخونه
زهرا ببین علی چگونه
غصه قلبشو می سوزونه
با درد و غم همدمه
روگونه هاش شبنمه
لحظه به لحظه شده
ذکر لبش فاطمه
غریب عالم منم
--
باضربه ای که زد به سرم
فرق سرم دوتا شد
دارم میشم مهمون...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
بابا حیدر بابای. پهلوونم
شعر بعدی
چقد تو امشب ای بابا مضطری
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان