یعقوب نداری که به این هجر بسوزد
یعقوب نداری که به این هجر بسوزد
حق داری که از غیبت خود باز نگردی
ای یوسف گمگشته کسی منتظرت نیست
با کلبه ی احزان خودت باز چه کردی
میخواهم از این هجر بگویم ،نفسی نیست
اینبار بگویم به چه رویی و چه دردی؟
ای حضرت خورشید که در پرده ی ابری
تا کی به شب تیره تو در فکر نبردی
چشمی به نبودت نرسیدست ، که تر ...
حق داری که از غیبت خود باز نگردی
ای یوسف گمگشته کسی منتظرت نیست
با کلبه ی احزان خودت باز چه کردی
میخواهم از این هجر بگویم ،نفسی نیست
اینبار بگویم به چه رویی و چه دردی؟
ای حضرت خورشید که در پرده ی ابری
تا کی به شب تیره تو در فکر نبردی
چشمی به نبودت نرسیدست ، که تر ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
ای چاره ساز مشکل ما را تو چاره کن
شعر بعدی
منتظر مانده زمین تا که زمانش برسد
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان