یادم نمی رود به تنت پا گذاشتند
زبان حال حضرت زینب (س)
-----------------------------------
یادم نمی رود به تنت پا گذاشتند
ردی ز سم اسب بر او جا گذاشتند
یادم نمی رود که در این دشت بی کسی
بردند سر ز پیکر و تن را گذاشتند
یادم نمی رودکه چگونه تو را زدند
خنجر به روی حنجرت اعدا گذاشتند
یادم نمی رودکه دراین خاک خون فشان
داغی...
-----------------------------------
یادم نمی رود به تنت پا گذاشتند
ردی ز سم اسب بر او جا گذاشتند
یادم نمی رود که در این دشت بی کسی
بردند سر ز پیکر و تن را گذاشتند
یادم نمی رودکه چگونه تو را زدند
خنجر به روی حنجرت اعدا گذاشتند
یادم نمی رودکه دراین خاک خون فشان
داغی...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
زینب که زداغت جگری سوخته دارد
شعر بعدی
منکه از عشقت چنین سرگشته ام
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان