گریزی نیست دل ها را از این شور و حرارت نه
گریزی نیست دل ها را از این شور و حرارت، نه
جهان را چاره ای دیگر نمانده غیر حیرت، نه
به دریا می روند این رودهای جاری از هر سو
به وحدت می رسد این سیل جمعیت به کثرت نه
قدم هامان تکان داده ست دنیای معاصر را
که این رزمایش عشق است آری پول و قدرت نه
به جانم می خرم دشواری این راه را هرسال
توان زخم و تاول...
جهان را چاره ای دیگر نمانده غیر حیرت، نه
به دریا می روند این رودهای جاری از هر سو
به وحدت می رسد این سیل جمعیت به کثرت نه
قدم هامان تکان داده ست دنیای معاصر را
که این رزمایش عشق است آری پول و قدرت نه
به جانم می خرم دشواری این راه را هرسال
توان زخم و تاول...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
بسته ام بار سفر را پر گشودم بی هوا
شعر بعدی
هرکجا رفتم شنیدم صحبت جامانده هاست
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان