کوچهها لبریز غمه، آسمونا غرق عزاست
سبک شعر
کوچهها لبریز غمه، آسمونا غرق عزاست
حالا دیار مدینه، همنالهٔ مادر ماست
رفتی و اسیر آهه بابا دل دخترت
رفتی و غربت و غم شده همدم کوثرت
رفتی و بعد تو حرمت آل عبا شکست
رفتی و قامت فاطمه تو کوچهها شکست
«کجایی بابا، پناه زهرا
امون از شهر بیوفا»
بند دوم
بابا نبودی ببینی، بعد تو تُوی کوچهها
با هیزم و تازیانه، حق رسالت شد ادا
بعد تو یاس سپید تو، تُو کوچه نیلی شد
از فدک نصیب فاطمه طعنهٔ سیلی شد
بعد تو دست علی که غریبونه بسته شد
پشت در پهلوی فاطمهٔ تو شکسته شد
«کجایی بابا، پناه زهرا
امون از شهر بیوفا»
یوسف رحیمی
حالا دیار مدینه، همنالهٔ مادر ماست
رفتی و اسیر آهه بابا دل دخترت
رفتی و غربت و غم شده همدم کوثرت
رفتی و بعد تو حرمت آل عبا شکست
رفتی و قامت فاطمه تو کوچهها شکست
«کجایی بابا، پناه زهرا
امون از شهر بیوفا»
بند دوم
بابا نبودی ببینی، بعد تو تُوی کوچهها
با هیزم و تازیانه، حق رسالت شد ادا
بعد تو یاس سپید تو، تُو کوچه نیلی شد
از فدک نصیب فاطمه طعنهٔ سیلی شد
بعد تو دست علی که غریبونه بسته شد
پشت در پهلوی فاطمهٔ تو شکسته شد
«کجایی بابا، پناه زهرا
امون از شهر بیوفا»
یوسف رحیمی
شعر قبلی
منکه دارم از غم و غصه های تو خبر
شعر بعدی
دلداده ی حیدر،جانانه ی حیدر
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان