کوه غمی بی حساب روی سر افتاده بود
کوه غمی بی حساب، روی سر افتاده بود
خانه ی وحی خدا، در شرر افتاده بود
دومی بی حیا، لگد به در می زد و
مرغ زمین خورده بی، بال و پر افتاده بود
به سینه ی همسرم، رفت فرو میخ در
فاطمه در موج خون، غوطه ور افتاده بود
بس که در خانه را، فشار داده، شکست
امید من، یار من، زیر در افتاده بود
با که بگویم همه، از...
خانه ی وحی خدا، در شرر افتاده بود
دومی بی حیا، لگد به در می زد و
مرغ زمین خورده بی، بال و پر افتاده بود
به سینه ی همسرم، رفت فرو میخ در
فاطمه در موج خون، غوطه ور افتاده بود
بس که در خانه را، فشار داده، شکست
امید من، یار من، زیر در افتاده بود
با که بگویم همه، از...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
میان شعله گل پرپری زمین می خورد
شعر بعدی
ذکر شریف فاطمه را هر که دم گرفت
فهرست
اشعار
روضه حضرت زهرا (س)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان