کودکش را جلوی لشگر نامرد گرفت
کودکش را جلوی لشگر نامرد گرفت
سینه ی فاطمه یک بار دگر درد گرفت
آمد و دید همه نیزه به دست آمده اند
عده ای مسخره کردند که مست آمده اند
یک نفر گفت که این طفل بود در تب و تاب
بی تعادل شده یا که ز عطش رفته بخواب
در حرم چشم همه اهل حرم تر گشته
صورتش زرد شده رنگ و رویش برگشته
یک نفر گفت گذا...
سینه ی فاطمه یک بار دگر درد گرفت
آمد و دید همه نیزه به دست آمده اند
عده ای مسخره کردند که مست آمده اند
یک نفر گفت که این طفل بود در تب و تاب
بی تعادل شده یا که ز عطش رفته بخواب
در حرم چشم همه اهل حرم تر گشته
صورتش زرد شده رنگ و رویش برگشته
یک نفر گفت گذا...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
با تیر بهتر است که دفنت کنم علی
شعر بعدی
چه رخ داده بین سپاه عدو
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان