کم کم چراغ عمرعلی می شود خموش
شب 21 رمضان
---------------------
کم کم چراغ عمرعلی می شود خموش
گه می رسد به هوش وگهی میرود زهوش
دردانه های فاطمه غرق شرر شدند
پروانه های شمع وجود پدر شدند
یک لحظه دیدگان خودش را علی گشود
می دید زینبین و حسن با حسین بود
عطری زیاس بود ولی یاس او نبود
یعنی کنار بسترش عباس اونبود
زد باغ...
---------------------
کم کم چراغ عمرعلی می شود خموش
گه می رسد به هوش وگهی میرود زهوش
دردانه های فاطمه غرق شرر شدند
پروانه های شمع وجود پدر شدند
یک لحظه دیدگان خودش را علی گشود
می دید زینبین و حسن با حسین بود
عطری زیاس بود ولی یاس او نبود
یعنی کنار بسترش عباس اونبود
زد باغ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
چشمان خود مبند که ما خون جگر شویم
شعر بعدی
غریب دهر غریبانه می کند افطار
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان