دانلود برنامه بحارالاشعار

چون پیش چشمشان سر شه ‌برسنان گذشت

شعر مداحی روضه امام حسین (ع) - چون پیش چشمشان سر شه ‌برسنان گذشت - شعر اسارت اهل بیت

چون پیش‌چشمشان، سر شه ‌برسِنان گذشت
در حیرتم که بر سر زینب، چسان گذشت

تا بوسدش گلو، نرسیدش به نیزه، دست
آوخ که نیزه نیز بر او سرگران گذشت!

بر ناقۀ برهنه نشاندنْد عترتش
شاهی که یک‌سواره ز نُه آسمان گذشت

چون دید بانوی اُسرا کز برابرش
سرهای سرورانِ زمین و زمان گذشت

زد فرق خود به چوبۀ محمل چنان کز او
خون‌شد روان و ناله‌اش از فرقدان گذشت

چون راه کهکشان شده راه از نظاره‌گر
فریاد بانوان شه از کهکشان گذشت

بردندشان به بارگه زادۀ زیاد
گفتن نیاورم که چنین و چنان گذشت

بر زانوی پلید، سر شه نهاد و گفت:
سبط رسول بهر خلافت ز جان گذشت

یک قطره‌خون به‌زانویش از حلق شه چکید
سوراخ کرد جامه و از استخوان گذشت

ناسور شد جراحت و از بوی ناخوشش
خلقی نفور؛ تا به عذاب از جهان گذشت

القصّه؛خواب و خور به اسیران، حرام کرد
با قیدشان، روانه سوی شهر شام کرد

سروش اصفهانی

186
شعر بعدی