چهل روز است ای بابا نشستم در عزای تو
وفات پدر
چهل روز است ای بابا نشستم در عزای تو
چو باران اشک می ریزم ز دیده از برای تو
چهل روز است می نالم ز مرگت ای پدر جانم
که محرومم ز دیدار گلستان وفای تو
چهل روز است عکست را تماشا می کنم هر شب
دلم چون بید می لرزد ز هجر جانفزای تو
چهل روز است خون گریم که رویت را نمی بینم
که خاک تیره گردی...
چهل روز است ای بابا نشستم در عزای تو
چو باران اشک می ریزم ز دیده از برای تو
چهل روز است می نالم ز مرگت ای پدر جانم
که محرومم ز دیدار گلستان وفای تو
چهل روز است عکست را تماشا می کنم هر شب
دلم چون بید می لرزد ز هجر جانفزای تو
چهل روز است خون گریم که رویت را نمی بینم
که خاک تیره گردی...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
پدر جان پدر جان ،کجا رفته ای
شعر بعدی
تاترک غمسرا ی جهان کرده ای پدر
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان