چنان شمعم که امشب کنج این ویرانه می گریم
چنان شمعم که امشب کُنج این ویرانه می گریم
هنوز از غُصه ی بزمِ مِی و پیمانه می گریم
دل اهل حرم می سوزد از اشک شرر بارم
پدر جان، در فراقت آنقدر طفلانه می گریم
عجب آرامشی در خانه ی ما بود، یادت هست؟
چنان طفلی که گُم کردست راهِ خانه، می گریم
به روی شانه ات سر می نهادم وقت خوابیدن
ولی امشب ببین از درد...
هنوز از غُصه ی بزمِ مِی و پیمانه می گریم
دل اهل حرم می سوزد از اشک شرر بارم
پدر جان، در فراقت آنقدر طفلانه می گریم
عجب آرامشی در خانه ی ما بود، یادت هست؟
چنان طفلی که گُم کردست راهِ خانه، می گریم
به روی شانه ات سر می نهادم وقت خوابیدن
ولی امشب ببین از درد...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر بعدی
منم فاطمه دختر آفتاب
فهرست
اشعار
روضه حضرت رقیه (س)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان