چنان بخوانم غزل که دعبل
چنان بخوانم غزل که دعبل
زبان به تحسین من گُشاید
پیاله در دست، مست و حیران
به سعیِ دندان، کَفَن گُشاید
به پادشاهی زند دلم رو
که شد عبایش پناهِ آهو
دمادم از چینِ پرچم او
نسیم، مُشکِ خُتَن گشاید
بهار هر لحظه سینهچاکش
به خود بپیچد خمارِ تاکش
گل از شعف در حریم پاکش
به ذکر "هو" پیرهَن گشای...
زبان به تحسین من گُشاید
پیاله در دست، مست و حیران
به سعیِ دندان، کَفَن گُشاید
به پادشاهی زند دلم رو
که شد عبایش پناهِ آهو
دمادم از چینِ پرچم او
نسیم، مُشکِ خُتَن گشاید
بهار هر لحظه سینهچاکش
به خود بپیچد خمارِ تاکش
گل از شعف در حریم پاکش
به ذکر "هو" پیرهَن گشای...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
همچون نسیم صبح و سحرگاه می رود
شعر بعدی
حرم لبخنده آرومه عزیزه دست و دل بازه
فهرست
اشعار
مدح امام رضا (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان