پیراهنی از ماه بر تن داشت
پیراهنی از ماه بر تن داشت
در چهره اش خورشید پیدا بود
روی لبش حی علی العشق و
قلبی که لبریز از تمنا بود
مشتاق رفتن بود و میدانست
این آخرین دیدار یاران است
دور سرش اسپند میگرداند
زینب که در حال تماشا بود
ناد علی را خواند و بعد از آن
یکباره میدان از علی پر شد
با تیغ ابروهاش میجنگید
در دشت ...
در چهره اش خورشید پیدا بود
روی لبش حی علی العشق و
قلبی که لبریز از تمنا بود
مشتاق رفتن بود و میدانست
این آخرین دیدار یاران است
دور سرش اسپند میگرداند
زینب که در حال تماشا بود
ناد علی را خواند و بعد از آن
یکباره میدان از علی پر شد
با تیغ ابروهاش میجنگید
در دشت ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
به روی دست برد آسمان غبار تو را
شعر بعدی
داغ تو تمام جگرم را پوشاند
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان