پایم زمان پاشدنم تیر می کشد
پایم زمان پاشدنم تیر می کِشد
جوری مرا زدن، بدنم تیر می کِشد
این دردِ سینه، سخت مرا خسته کرده است
با هر نفس، تمام تنم تیر می کِشد*
از بعدِ کوچه، فاطمه لکنت گرفته است
با هر تکلّمی، دهنم تیر می کِشد
با دیدنِ مغیره، حسن لرز می کند
دانم که سینه ی حسنم، تیر می کِشد
می خواستم که شستشوی این بدن کنم
دستی...
جوری مرا زدن، بدنم تیر می کِشد
این دردِ سینه، سخت مرا خسته کرده است
با هر نفس، تمام تنم تیر می کِشد*
از بعدِ کوچه، فاطمه لکنت گرفته است
با هر تکلّمی، دهنم تیر می کِشد
با دیدنِ مغیره، حسن لرز می کند
دانم که سینه ی حسنم، تیر می کِشد
می خواستم که شستشوی این بدن کنم
دستی...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
پاشو دستاس هنوزم منتظره
شعر بعدی
دلی نبود که از این همه شرر نگرفت
فهرست
اشعار
روضه حضرت زهرا (س)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان