وقتی که به دستم گره سلسله افتاد
وقتی که به دستم گره سلسله افتاد
در سینهام از آمدنت ولوله افتاد
همراه میاور علیِ اصغر خود را
دیدم که در اینجا گذر حرمله افتاد
این شهر در هر کوچه نیزه ساز دارد
از تیغ شمشیر و عصا سرباز دارد
کوفه نیا رحمی به حال خواهرت کن
دروازهی این شهر سنگ انداز دارد
این دشت به جز نیزه و نیزار ندارد
جز هُرم عطش گ...
در سینهام از آمدنت ولوله افتاد
همراه میاور علیِ اصغر خود را
دیدم که در اینجا گذر حرمله افتاد
این شهر در هر کوچه نیزه ساز دارد
از تیغ شمشیر و عصا سرباز دارد
کوفه نیا رحمی به حال خواهرت کن
دروازهی این شهر سنگ انداز دارد
این دشت به جز نیزه و نیزار ندارد
جز هُرم عطش گ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
در شهر غم نشان ز هوای بهاره نیست
شعر بعدی
ای کاش سوی کوفه نیفتد گذر تو
فهرست
اشعار
روضه حضرت مسلم (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان