وقتی نشست در بر بابای بی سرش
حضرت سکینه (س) در قتلگاه
-------------------------------------
وقتی نشست در بر بابای بی سرش
چهره نهاد بر روی رگهای حنجرش
از آتش درون دلش شعله می کشید
اشکی که می چکید زچشمان اطهرش
اوکرده بود نذر رگ حنجر پدر
چشمی که بود چشمه ی جوشان کوثرش
دختر گرفته بود تنش راببر ولی
بابا گشوده بود بغل بهر د...
-------------------------------------
وقتی نشست در بر بابای بی سرش
چهره نهاد بر روی رگهای حنجرش
از آتش درون دلش شعله می کشید
اشکی که می چکید زچشمان اطهرش
اوکرده بود نذر رگ حنجر پدر
چشمی که بود چشمه ی جوشان کوثرش
دختر گرفته بود تنش راببر ولی
بابا گشوده بود بغل بهر د...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
شب آخر شد و چشمان حرم گریان است
شعر بعدی
از روی تل که نگاهت کردم
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان