وای زجور این زمانه می کشد شعله زبانه
وای زجور این زمانه
می کشد شعله زبانه
گویی قیامت شده برپا در خانه
دختر احمد را زنند وحشیانه
می زند قنفذ
با تازیانه
می زند مغیره
بی بهانه
مانده حیدر. مانده حیدر
بی کس و تنها خدا در زمانه
وای ازاین غم. وای از این غم.
چشم عالم گشته گریون
میخ درب و لکه ی خون
هق هق گریه نفسش را بری...
می کشد شعله زبانه
گویی قیامت شده برپا در خانه
دختر احمد را زنند وحشیانه
می زند قنفذ
با تازیانه
می زند مغیره
بی بهانه
مانده حیدر. مانده حیدر
بی کس و تنها خدا در زمانه
وای ازاین غم. وای از این غم.
چشم عالم گشته گریون
میخ درب و لکه ی خون
هق هق گریه نفسش را بری...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
خمیده قامتِ راهِ خدا زهرا یا زهرا
شعر بعدی
چرا پر کشیدی گل یاس پرپر
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان