همین که شعلۀ زهرستم به جان افتاد
همین که شعلۀ زهرستم به جان افتاد
دوباره ولوله دربین قدسیان افتاد
همین که سوخت وجود مطهرت آقا
ز زهرکینه تو را رعشه ها به جان افتاد
چه کرد آتش آن زهر با دل وجانت
که درد داغ تو برمغز استخوان افتاد
میان حال مناجات وسوزش جگرت
دوباره چشم تو برصاحب الزمان افتاد
تو بودی ودل اوگرم دیدنت شده ب...
دوباره ولوله دربین قدسیان افتاد
همین که سوخت وجود مطهرت آقا
ز زهرکینه تو را رعشه ها به جان افتاد
چه کرد آتش آن زهر با دل وجانت
که درد داغ تو برمغز استخوان افتاد
میان حال مناجات وسوزش جگرت
دوباره چشم تو برصاحب الزمان افتاد
تو بودی ودل اوگرم دیدنت شده ب...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
عرض تسلایم به غیر از چشم تر نیست
شعر بعدی
رخصت بده به غربت تو آشنا شویم
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان