همین که بر دو دست شیر حق طناب بسته شد
همین که بر دو دست شیر حق، طناب بسته شد
به تازیانه، بازوی حبیبه اش شکسته شد
چنان زدند بی هوا لگد به بار شیشه اش
نوشته اند بعد از آن نماز او نشسته شد
همین که بر زمین بدون اختیار خود نشست
تمام بند بند آسمان ز هم گسسته شد
جوان خانه ی علی، دعا برای مرگ کرد
ز بس که از عذاب پهلوی شکسته، خسته شد
چکی...
به تازیانه، بازوی حبیبه اش شکسته شد
چنان زدند بی هوا لگد به بار شیشه اش
نوشته اند بعد از آن نماز او نشسته شد
همین که بر زمین بدون اختیار خود نشست
تمام بند بند آسمان ز هم گسسته شد
جوان خانه ی علی، دعا برای مرگ کرد
ز بس که از عذاب پهلوی شکسته، خسته شد
چکی...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
کوچه ای تنگ چه بوی خطری می آید
شعر بعدی
بیچاره شدم بعد تو ای چاره کارم
فهرست
اشعار
روضه حضرت زهرا (س)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان