نیمه شب با دست لرزون عزیزم
نیمه شب با دست لرزون عزیزم
قبرتو کندم و شرمنده شدم
شد لباس کهنه ی تو کفنت
از خجالت مردم و زنده شدم
چجوری غسلت بدم نمیدونم
حسّم اینه دسته جمعی زدنت
مجبورم من که تیممت بدم
بس که زخمیه تموم بدنت
وقت غسلت تا که دیدم سر تو
حق بده اگه که با سر افتادم
زخم پهلوی تو رو دیدم و باز
یاد زخم تن مادر افتادم
ام...
قبرتو کندم و شرمنده شدم
شد لباس کهنه ی تو کفنت
از خجالت مردم و زنده شدم
چجوری غسلت بدم نمیدونم
حسّم اینه دسته جمعی زدنت
مجبورم من که تیممت بدم
بس که زخمیه تموم بدنت
وقت غسلت تا که دیدم سر تو
حق بده اگه که با سر افتادم
زخم پهلوی تو رو دیدم و باز
یاد زخم تن مادر افتادم
ام...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
آه خورشید کنج ویرانه
شعر بعدی
دمید طلعت مهر از پس غبار اینجا
فهرست
اشعار
روضه حضرت رقیه (س)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان