نوشتند پایت بلایی بزرگ
نوشتند پایت بلایی بزرگ
نوشتند پایم عزایی بزرگ
به این سن و سالت چه مردی شدی..
شدی یک تنه مجتبایی بزرگ
دراین جای تنگ انقدَر پا زدی
که انگار رفتی به جایی بزرگ!
عمو گفتنت سخت شد وای من
دهانت گرفته به پایی بزرگ
لب کوچک و سنگهایی درشت
تن کوچک و سنگهایی بزرگ
به دور تنت انقدر سنگ ریخت
بنا شد به دورت بن...
نوشتند پایم عزایی بزرگ
به این سن و سالت چه مردی شدی..
شدی یک تنه مجتبایی بزرگ
دراین جای تنگ انقدَر پا زدی
که انگار رفتی به جایی بزرگ!
عمو گفتنت سخت شد وای من
دهانت گرفته به پایی بزرگ
لب کوچک و سنگهایی درشت
تن کوچک و سنگهایی بزرگ
به دور تنت انقدر سنگ ریخت
بنا شد به دورت بن...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
آنکه در پنجه های او اجل است
شعر بعدی
سردار بی زره حسن کربلا برو
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان