دانلود برنامه دفتر محرم
دانلود برنامه بحارالاشعار
برنامه دفتر ماه صفر | اشعار مداحی اربعین

نور خدا رقیه بحر سخا رقیه

شعر مداحی حضرت رقیه (س) - قالب روضه - نور خدا رقیه بحر سخا رقیه

روضه حضرت رقیه (س) 297

نور خدا رقیه بحر سخا رقیه
خورشیدی و دمیدی بر ماسوا رقیه
ای نور آسمانی بر قلب ما رقیه
بنما نظر ز رحمت بر آشنا رقیه
داری تو سائلان را لطف و عطا رقیه
باشد مزار پاکت دارالشفا رقیه
در جنت حریمت دل شد رها رقیه
لب تشنه ی نگاهت آب بقا رقیه
ای دلنشین تر از گل ای جانفزا رقیه
رفتی به شام ویران از کربلا رقیه
ویرانه را تو کردی ماتمسرا رقیه
یا نور یا رقیه

ماه زمین شدی تو نور مبین شدی تو
بر خاتم ولایت زیبا نگین شدی تو
کوچک ولیکن ای گل اهل یقین شدی تو
در کودکی چو زینب با غم قرین شدی تو
از هجر روی بابا زار و حزین شدی تو
ای وای دل که همره با لاله چین شدی تو
با روی ارغوانی ویران نشین شدی تو
پرپرترین ستاره در راه دین شدی تو
چون ماه در خرابه روشن جبین شدی تو
در پیش چشم بابا زیباترین شدی تو
می سوخت کاخ دشمن چون آتشین شدی تو
یا نور یا رقیه

در کوچکی خمیدی طعم عزا چشیدی
تصویر رنج و غم را بر لوح دل کشیدی
در راه دوست غمها بر جان خود خریدی
از شاخه های چشمت گلهای سرخ چیدی
گاهی سر پدر را بر روی نیزه دیدی
گاهی به دشت و صحرا بر خارها دویدی
هرجا رسید ای گل زخم زبان شنیدی
در گوشه ی خرابه بر آرزو رسیدی
دیدی سر پدر را در اوج نا امیدی
دادی ز کف صبوری دل از جهان بریدی
بال و پری گشودی سوی جنان پریدی
یا نور یا رقیه

بغض تو در گلو ریخت اشک تو در سبو ریخت
از اشک غربت تو کاخ ستم فرو ریخت
سقف غرور دشمن در اوج های و هو ریخت
گفتی گهی سرشکم در ماتم عمو ریخت
گاهی غم تو آتش بر سینه مو به مو ریخت
داغ دل تو را غم هر لحظه کو به کو ریخت
خون دلم ز دیده در حال گفتگو ریخت
با کُشتن تو زهری در کام من عدو ریخت
عشق تو را خداوند در جان من نکو ریخت
زینب سرشک ماتم در حال جستجو ریخت
گردون غم دلم را در کوله بار او ریخت
یا نور یا رقیه

مهمان تو پدر شد شام تو چون سحر شد
هر قطره اشکت آنجا روشن تر از قمر شد
در قتلگاه آخر نخل تو بی ثمر شد
ویرانه از سرشکت لبریز از گهر شد
ای وای زآتش غم قلبی پر از شرر شد
آمد سر بریده آن طفل با خبر شد
بابا رسید و دختر آماده ی سفر شد
خشکیده بود لبهاش از اشک دیده تر شد
جانش رسید بر لب طفلی که خونجگر شد
همراه رأس بابا آن طفل رهسپر شد
خاموش شد رقیه دیدار مختصر شد
یا نور یا رقیه

ای قهرمان کوچک ای جاودان کوچک
بودی تو با بزرگان در کاروان کوچک
آمد پدر تو گشتی یک میزبان کوچک
ویرانه با سر او شد بوستان کوچک
شد انقلاب دیگر در یک زمان کوچک
بگرفت رأس بابا آن مهربان کوچک
گردیده بود قدش همچون کمان کوچک
تفسیر شد غم او در یک بیان کوچک
شد غرق در ستاره یک آسمان کوچک
جایش نبود آن گل در این جهان کوچک
جان داد بلبل آخر در آشیان کوچک
یا نور یا رقیه
**
محمود تاری «یاسر»

شعر بعدی
کانال شعر و سبک مداحی
اشعار مرتبط
مناسبت های آینده
ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها
ولادت حضرت امام محمد باقر عليه السلام
شهادت حضرت امام علي النقي الهادي عليه السلام
ولادت حضرت امام محمد تقي عليه السلام
ولادت حضرت امام علي عليه السلام
وفات حضرت زينب سلام الله عليها