دانلود برنامه بحارالاشعار

نوحه ده شب 1394

شعر مداحی نوحه امام حسین (ع) - نوحه ده شب 1394 - مجموعه اشعار ده شب محرم

 شب اول
بخون دوباره نوحه خون , ماه عزاوماتمه
بزم عزابپاکنید, ای عاشقامحرمه
خیمه وپرچم بزنید, بزم عزاداری شده
طبل محرم بزنید,اشک خداجاری شده

باز،دلبیقراره،آروم نداره،
ازتوچشام بارون غم داره میباره...
باز،به زیرپرچم،اشکای نم نم ،
دوباره ذکریاحسین می گیرم هردم...

گوش بکنیدداره میاد
به گوش دل این زمزمه
صدای محزونی میگه
حسین غریب فاطمه...

وای غریب حسین جان.

.......................

گوش بکنیدیکی داره, روضه گودال میخونه
یه بانوی قدخمیده , که شاکیه اززمونه
میگه یه روزتوکربلا,غربتمو سندزدن
میون مقتل بدجوری ,حسینمولگدزدن

وای،یه مردک پست،پهلوشوبشکست
جلوچشام گرفته بودموهاشوتودست
وای میزد با زانوش,همش به پهلوش
رهاش کنیدنانجیبارفت دیگه ازهوش

جسم پرازخون اونو
روی خاکا رهاکرد
دیدم دوازده ضربه زد
سراونوجداکرد..
وای غریب حسین جان.
التماس دعا

شب دوم
دلشوره دارم یا حسین ،به من بگو اینجا کجاست
بگو برادر که چرا خاکش برا من آشناست
چرا با اشکات اینقده قلب منو می رنجونی
چرا داری به زیر لب شعر جدایی می خونی

وای چرا تو صحرا میکنی بر پا
خیمه ها رو بریا بریم داداش از این جا
وای دلپریشونم ای مهربونم
بیا بریم اینجا نمون دردت به جونم

بیا بریم که طاقت
درد و بلات رو ندارم
بیا بریم که طاقت
اشک چشات رو ندارم
وای غریب حسین جان

.................................

طاقت ندارم ببینم به پیش چشمام اب می شی
یه روز میاد که بد جوری شرمنده رباب می شی
طاقت ندارم ببینم که خار تو چشمت بشینه
چطوری طاقت بیارم که شمر رو سینه ات میشینه

وای خوهر بمیره ولی نبینه
بردارش غرق به خون روی زمینه
وای از رو قصاوت آن بی مروت
میزنه با خنجر تورو به قصد غربت

پاشو بریم که بیش از این
خوابامو نعبیر نکنن
پاشو بریم که زینبت
رواینجا تحقیر نکنن
وای غریب حسین جان
التماس دعا


==============================

شب سوم
عمه منو ببخش برات باعث دردسر شدم
از بس کتک زدن منو ببین شکسته پر شدم
از بس زدن نانجیبا با مشتاشون تو دهنم
ببین چقدر قشنگ شده گلهای سرخ پیرهنم

وای ، دید بی قرارم ، بی کس و کارم
بدجور منو میزد تا دید عمو ندارم
وای ، تا دستامو بست ، اون مردک پست
راه گلومو تون ضربه های بی هواش بست

دیگه ندارم طاقت
ضربه های مشت و لگد
خوب شد گوشام سنگین شده
نمیشنوم حرفای بد
من بابامو میخوام....
..................................

عمه بکش دست رو سرم ، شاید که دردام خوب بشه
برام یه مرحمی بساز ، تاول پاهام خوب بشه
یه مرحمی که بتونه ، رو زخما تسکین بزاره
یه مرحمی که بتونه ، خون پامو بند بیاره

وای، از زخم بازوم ، از درد پهلوم
عمه ببین سوخته سرو انگشت و گیسوم
وای ، از اون شب سرد ، از زجر نامرد
به پیش چشم مادرت بدجور منو زد

حالا شده صورت من
شبیه صورتش کبود
عمع نبودی ببینی
چه لحظه های سختی بود
من بابامو میخوام....
********************************


شب چهارم
ما از ازل سینه زن و ، گریه کنای زینبیم
ما سائل همیشه ی دولت سرای زینبیم
نمیره از خاطره ها غصه های کرب و بلاش
میاد ایشالله یه روزی که جون بدیم پا روضه هاش

واااای ، دل بی شکیبه ، خیلی غریبه
یه زن کی دیده این همه بلا ببینه
واااای ، اسیر غم شه از غصه خم شه
سوغاتیش از کربلا دردو الم شه

کسی ندیده یک زن و
این همه غصه و عذاب
قاری قران دستای
بسته بره بزم شراب
وای امون از این غم ....

....................................

خوب شد نبودن بچه هاش تا ببینن مادرشون
دوست نداره ولی دارن میبرنش کشون کشون
میگن باید با ما بیای که شامیا منتظرن
رو پشت بوماشون دارن خاکستر و سنگ میبرن

وای ، باید بری تا ، ببینی اونجا
به خاطرت مجلس جشنی میشه بر چا
وااای ، هلهله هاشون ، رقاصه هاشون
هنر نمایی میکنن یهودی هاشون

قراره که دخترارو
برا کنیزی ببرن
دشمنای بابات همه
تو شهر شام منتظرن
وای امون از این غم....

****************************


شب پنجم
عمه رها کن دستمو ، ببین عموم منتظره
همه دارن میزننش ، ببین عمویی سپره
نوبت من شده باید ، عمو جون ویاری کنم
تا وقتی فرصت باقیه ، برای او کاری کنم

وای ، چه ازدحامی ، یه مشت حرامی
حلقه زدن دوروبرش کوفی و شامی
وای ، هلهله بر پاست ، عموم چه تنهاست
برای کشتنش ببین بدجوری دعواست

نفرت وکینه میباره
ای عمه از نگاهشون
عصا زنان دارن میان
توقتلگاه پیر مرداشون
وای غریب حسین جان.

............................................

عمو چشاتو واکن و ، چشمای خیسم وببین
کاش بمیرم نبینمت،اینطور شدی نقش زمین
خیلی دلم میخواست بگم،منو تو اغوشت بگیر
اما دیدم که جسم تو ، پر شده از نیزه و تیر

وای، اینطور نکش پا . بروی خاکا
ببین که روضه خون شده بانویی اینجا
وای ، شبیه عمه . قامت خمیده
دست به کمر گرفته با رنگی پریده

سوز صدا و ناله هاش
قلبمو از جا میکنه
پیش چشاش اون نانجیب
عمورو با پا میزنه
وای عمو حسین جان...

***************************
شب شش
دارم نگاهت میکنم از تو بهشت ای پسرم
باید سرافرازم کنی منو به پیش مادرم
دلم میخواد بجای من باشی علمدار عمو
تا به همه ثابت کنی هستی طرفدار عمو

وای .باشی کنارش . همدم و یارش
تو راه عشق او بشه خونت نثارش
وای. ای گل احمر. شبیه اکبر
بری به میدان تا بشی زخمی و پر پر

دلم میخواد ای پسرم
ابرو داری بکنی
تا اخرین قطره خون
عموتو یاری بکنی
وای امون ازین غم ..

.......................................

چه بهتره که بری و برا عمو فدا بشی
و گرنه باید مثه من یه عمری حسرت بکشی
یه روز میون کوچه ها باید فدایی میشدم
سپر جلو ی ضربه ی دست حرامی میشدم

وای.وقتی که اون پست. راهمونو و بست
قدرتشو به رخ کشید با ضربه ی دست
وای. دلم رو ازرد.فدک رقم خورد
با ضربه های بی هوا مادر زمین خورد

بردم با سختی و عذاب
مادرمو از کوچه ها
ازون به بعد من موندم و
خنده های مغیره ها
وای امون از این غم..

********************************


شب هفت
میباره اشکام رو لبات شاید کمی جون بگیره
یکم دیگه دووم بیار شاید که بارون بباره
خیمه به خیمه گشته ام دنبال چند قطره ی اب
ببین که دست رد زدن همه به سینه رباب

وای.ای طفل زارم.دل بیقرارم
ببخش منو ای پسرم شیری ندارم
وای.غنچه ی پرپر .عزیز مادر
بخواب تا حرمله نیاد با تیر چند پر

غنچه ی پژ مرده ی من
توگریه هات خنده نکن
با گریه های بی صدات
مادر وشر منده نکن
وای امون ازین غم

...............................
ای همه ی دلخوشیم دلخوشیمو ازم نگیر
ناخن نکش به جون من ای پسرم اروم بگیر
چشمای نیمه جون تو دلم رو اتیش میزنه
لبای خشکت بدجوری قلبمو از جا میکنه

وای.دل پره درده.تنت چه سرده
تلظی کردنت منو بیچاره کرده
وای . خشکی لبهات. بارون چشمات
میکشه مادرت رو این لرزش دستات

لبهاتو روی هم نذار
مردم زلب گزیدنت
میکشه مادرت رو اون
لحظه ی پر کشیدنت
وای امون ازین غم..

***************************

شب هشت
موذن اذان من ای سایه ی سرم علی
برای آخرین دفعه پیشم قدم بزن علی
میخوای بری تو هم برو ای همه ی دلخوشیم
ولی بدون که عاقبت از غم خود میکشیم

وای. جوون رعنام .عصای دستام
ببین که از فکر غمت میلرزه پاهام
وای.ای نور دیده سرو خمیده
بمیره بابا از عطش رنگت پریده

ای اولین رزمنده ی..
سپاه هاشمی من..
بارفتنت خزون میشه
تموم زندگی من
وای امون ازین غم...

...........................

وقتی صدای ناله ی تو رو شنیدم پسرم
هر طوری بود پیش تو با زانو رسیدم
چقدردلم میخواست یه روز برای من باشی عصا
باور نمیکردم تنت رو جمع کنم روی عبا

وای . جوون بابا .رو خاک صحرا
با ضربه های یک سپاه شد اربابا
وای .در احتضاره .تن پاره پاره
یه جای سالم برا بوسیدن نداره

این نیزه ها روی تنت
قد کشیده ای پسرم
پهلوی تو تا نیزه خورد
شد زنده یاد مادرم
وای امون از این غم

******************


شب نهم
سردار من به روی نی چقدر تماشایی شدی
تو علقمه چه دیده ای اینقده زهرایی شدی
چرا منو بعد یه عمر ادرک اخا کردی صدا
با دستای بریده ات سجده میکردی رو خاکا

وای ، عزیز برادر ، سردار لشکر
میزدی پیش چشم من بر سینه و سر
وای .دلت غمین بود. حالت حزین بود
وقتی که اومدم چرا سرت پایین بود

برام سواله بدونم
که گریه هات برا چی بود
اون دم اخر کنار
جسم پر از خونت کی بود
وای امون از این غم

............................

جونمو دادم تا نیاد یه قطره خون از پیکرت
حسین خجالت کشیدم وقتی دیدم رو نی سرت
گوش کن میخوام جواب بدم سوالتو برادرم
مادرت اومدو منو صدا میزد ای پسرم

وای .اشکاش روون بود .قدش کمون بود
رو صورتش برادرم چند تا نشون بود
وای .دل پر شرر بود. درد کمر بود
یه دست به پهلو و یه دست به روی سر بود

میگن یه روز بد زدنش
جلو ی چشم شوهرش
کشیدنش روی خاکا
شکسته شد بال و پرش
وای امون از این غم...ل
******************


شب دهم
دم غروب یه روز گرم یه مادری تو قتلگاه
دست به کمر گرفته و با گریه میکنه نگاه
جسم جگر گوشه ی او رو خاک گرم کربلا
روی زمین غرق بخون افتاده زیر دست و پا

وای . جسمش پر از تیر .نیزه و شمشیر
با ضربه های بی هواشده زمینگیر
وای. پاشیده از هم . گردیده در هم
صد پاره تن شده برا مقداری درهم

شمشیر و نیزه ها تموم
شده دارن سنگ میزنن
یه عده هم وحشیونه
به بدنش چنگ میزنن
وای غریب مادر

........................

سخته برا یه مادر گلش رو پرپر ببینه
سخته ببینه پسرش غرق بخون رو زمینه از
سخته ببینه پسرش بین یه عده بی حیاست
سر تا به پا غرقه بخون ولی هنوزم روی پاست

وای . راهشو بستن . دورش نشستن
نیزه هاشونو توی پیکرش شکستن


2880
شعر بعدی