دانلود برنامه بحارالاشعار

نوحه ده شب محرم 1395 (مجتبی صمدی شهاب)

شعر مداحی نوحه امام حسین (ع) - نوحه ده شب محرم 1395 (مجتبی صمدی شهاب) - مجموعه اشعار ده شب محرم

سلام اي عزيز دوعالم سلام اي شهيد محرم
شده دين حق از تو زنده بود اسم تو اسم اعظم

تو درياي رحمت تو خون خدايي
شه تشنه لب در صف كربلايي
به دوش نبي جاي تو بوده اما
سرجدايي

شدي محروم از مهر مادر
شدي پامال پاي لشگر
به غارت رفت از تو انگشتر

غريب مادر يا ثارالله


============================

نوحه شب اول- مناجاتي اول محرم

نسيم محرم وزيده قد و قامت مه خميده
مرا لطف زهرا دوباره به بزم عزايت كشيده

به درگاه تو آمدم ديده گريان
شدم ميهمان تو اي تشنه مهمان
بود حال من حال حرت كه آقا
شد پشيمان

بياد غمهايت ميسوزم
بياد لبهايت ميسوزم
بياد آوايت ميسوزم

غريب مادر يا ثارالله


فداي تو و بچه هايت فداي تو و خاك پايت
الهي كه روزي بميرم براي تو در كربلايت

شدي خسته و تشنه قرباني آقا
شدي كشته با زجر طولاني آقا
شده كار من روز و شب آه و روضه
خواني آقا

شد ازنيزه پرخون پهلويت
شده شانه با نيزه مويت
نشسته پنجه بر گيسويت

غريب مادر يا ثارالله

============================
نوحه حضرت مسلم بن عقيل عليه السلام

منم سربدار توآقا كه دركوچه افتادم ازپا
بتو نامه دادم بيايي خجل هستم از روي زهرا

نمانده براي تو در كوفه ياري
به غير از من اينجا تو محرم نداري
شده كار سردار تو از غريبي
آه و زاري

مياور همراهت اصغر را
مياور همراهت دختر را
مياور همراهت دختر را

واويلا واويلا واريلا

============================

نوحه وروديه كاروان


شده جسم عالم پرازتب شده سينه از غم لبالب
به جاه و جلال و شكوهي پياده شد از ناقه زينب

عصايش شده شانه ء ماه ليلا
ركابش شده دست و زانوي سقا
مي آيد بگوش دل از اين بيابان
آه زهرا

رسد از اين صحراي سوزان
شميم اشك و آه و هجران
ندارد اينجا ابر و باران

واويلا واويلا واويلا


در اين سو همه زار و مضطر
درآن سو سياهي ه لشگر
در اين سو همه در حجاب و
در آن سو همه فكر معجر

شده خيره چشمان زينب به يارش
الهي نيفتد گره بين كارش
الهي نبيند شده شمر و خولي
همجوارش

الهي زينب در اين صحرا
نبيند غرق خون يارش را
شده بازيچه زير پاها

واويلا واويلا واويلا


============================
نوحه حضرت رقيه سلام الله عليها


منم دختر موپريشان منم حوري ديده گريان
مرا با خودت از خرابه بيا و ببر اي پدر جان

پدر بعد تو سايبان سرم رفت
رمق ازتن خسته و پيكرم رفت
شدم مثل زهرا ببين چهره ام به
مادرم رفت

شدم آواره بين صحرا
لباسم پاره شد اي بابا
شده زخمي جسمم سرتاپا

واويلا واويلا اي بابا


من آن درد پر ماجرايم كه با هرچه غم آشنايم
مراچكمه كرده نوازش شكسته شده دنده هايم

الهي كه عمرم دگر سر بيايد
نفس در گلويم به آخر بيايد
چنان كنده شد موي من كه بعيد است
در بيايد

مراتاكه بي بابا ديدند
النگوهايم را دزديدند
مرا هو كردند و خنديدند

واويلا واويلا اي بابا


============================

نوحه طفلان زينب سلام الله عليها

برادر بميرم برايت همه زندگيم فدايت
براي قبول دو طفلم گذارم سرم را بپايت

زدم رو بتو رد نكن خواهرت را
مران اين دو قرباني محضرت را
وگرنه قسم ميدهم روي سرخ
مادرت را

ندارم بهتر از اين طفلان
مكش از دست زينب دامان
ببين مي بارم همچون باران

واويلا واويلا واويلا


تو راضي مشو اي برادر خجالت كشم پيش لشگر
تو راضي مشو تا ببينند مرا وقت تاراج معجر

رجز يادشان داده ام جان بگيري
اميري حسين و نعم الاميري
چگونه بمانند و من را ببينند
در اسيري

چگونه باشند و افسرده
پسرهايم بينند آزرده
رخ مادر را سيلي خورده

واويلا واويلا واويلا

============================

نوحه عبدالله بن الحسن عليه السلام

عموي به خون آرميده كه جان بر لبانت رسيده
بميرم نوك تيرونيزه به موي تو شانه كشيده

ترك خورده مثل كويري زبانت
زبس رفته خون از تو رفته توانت
رسيدم كه قاتل برد نيزه اش را
از دهانت

سپر ميسازم دستانم را
دهم دستانم را چون سقا
زنم از دل داد وا ما

واويلا واويلا واويلا


منم از تو و قوم و خويشت
كه حالا رسيدم به پيشت
چگونه ببينم كه قاتل
زند پنجه اش را به ريشت

رسيدم كه اينجا نماني تو تنها
مكش ناخنت را روي خاك صحرا
بميرم كه كوبيده گشته تنت از
رد پاها

من از جام عشقت هستم مست
حلالم كن كه خون اين دست
به روي ماه رويت بنشست

واويلا واويلا واريلا


============================

نوحه قاسم بن الحسن عليه السلام


كجايي عزيز برادر
كجايي گل سرخ و احمر
كجاگم شدي بين صحرا
صدايم بزن بار آخر

يتيم حسن در برم ميدهي جان
فرو رفته جسمت به خاك بيابان
تنت مثل گل واشده بسكه گفتي
نيزه باران

شميم خون بويت واويلا
شده در هم رويت واويلا
كشيده شد مويت واويلا

واويلا واويلا واويلا


عروس تو در خيمه مانده
براي تو مرثيه خوانده
چه كس سينه ات را شكسته
به تو ارث زهرا رسانده

تورا مي برم گرچه جاني ندارم
زداغ تو دندان به هم مي فشارم
بريزد به هم صورتت گر به رويت
سرگذارم

زداغت شد نجمه آزرده
خسوف خون نورت را برده
زبسكه پا بر رويت خورده

واويلا واويلا واريلا


============================

نوحه علي اصغر عليه السلام


قناري خاموش مادر زآغوش بابا زدي پر
خداتسليت گفته داغت غم تو نيايد به باور

پريدي تو از بين گهواره اصغر
ببين مادرت گشته بيچاره اصغر
گلوي نحيف تو و قلب من شد
پاره اصغر

دلم بي سامان شد لالائي
سرت آويزان شد لالائي
نوايم سوزان شد لالائي

لالائي لالائي لالائي

ببين صبربابا سرآمد
ببين لرزه بر پيكر آمد
به حلقت سه شعبه نشسته
سه دندان شيري درآمد

شدم مات و حيران ميان بيابان
زچشمم ببارم بكام تو باران
نهانت كنم تا نيفتي تو گير
نيزه داران

بخواب آرام اي جان بابا
الهي كه بعد از عاشورا
نباشي روي نيزه بالا


============================

نوحه علي اكبر عليه السلام


به ميدان رود ماه ليلا
به لشگرزند شير صحرا
الهي نيفتد به خاك و
نگردد تنش اربا اربا

پدر طاقت داغ او را ندارد
به روي پر از زخم او سرگذارد
اگر خواهرش بهر ياري نيايد
جان سپارد

شكسته آمد بابا سويش
شكسته شد خط ابرويش
درآمد لاله بر گيسويش

واويلا واويلا واويلا


به پيش پدر دست و پازد
پدر ازغمش ناله ها زد
علي را عدو مثل زهرا
به يك ضربه ء بي هوا زد

شبيه علي شد شبيه پيمبر
سرش واشد از ضربه ء تيغ لشگر
گرفته گلوي اذان گوي مارا
خون حنجر

به هم خورده روي زيبايش
كشد بر خاك صحرا پايش
شده كم سو چشم بابايش

واويلا٣

============================

نوحه حضرت عباس عليه السلام


علمدار نام آور من
چه خاكي شده بر سرمن
پراز عطر ياسي گمانم
شده زائرت مادرمن

توئي افتخارم كه والا مقامي
زدي در دل شط ولي تشنه كامي
بميرم كه بر چشم نازت سه شعبه
زد حرامي

به راهم افتاده دستانت
شده جانم بر لب چون جانت
شده پاره پلك چشمانت

واويلا٣


پراز لرزه گرديده اين تن
رود تافلك ناله ء من
جمال تو گرديده درهم
سرت واشد از ضرب آهن

شكسته كمر گشتم و قد خميده
خبر از بلا بي تو بر من رسيده
اگر برنخيزي عدو دخترم را
موكشيده

سربالينت هستم حيران
كشم آهي با چشم گريان
شود زينب بي تو سر گردان

============================

نوحه شب عاشورا


شب آخر است و رهايي
جز آهم ندارم دعايي
الهي نبينم كه فردا
تو خورشيد بر نيزه هايي

الهي نبينم پس از ظهر فردا
تن بي سرت غرق خون زيرپاها
الهي نكوبي سرت بر بيابان
پيش زهرا

شب آخرهست و بي تابم
زكابوس فردا بي خوابم
غمت چون شمعي كرده آبم

واويلا٣


زتو ديده را بر نگيرم
به دام مصيبت اسيرم
دعاكن كه قبل از تو امشب
رسد بر لبم جان ، بميرم

زن بي كس و خسته در شوره زارم
سرم را سر زانويم مي گذارم
زتو ديده هاي پر از خون خود را
برندارم

شود صبح فرداعاشورا
سرغارت برجسمت آقا
سر نعشت مي گرد بلوا

واويلا٣

اتمام ده شب نوحه دهه اول محرم
اثر حاج مجتبي صمدي شهاب


3230
شعر بعدی